قرآن کریم چراغی نورانی است که با وجود گذشت ده ها قرن از نزول آن هنوز مسیر حق طلبان را در طول تاریخ روشن کرده و در آینده هم چنین خواهد بود، در این کتاب آسمانی آینده ای روشن به بشریت نوید داده شده است که با سیطره دین حق و البته توسط امام حق(عج) و یاران صالحش بر تمام جهان محقق می شود.

«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»(1)
ترجمه آیه: «و قطعا شما را به چیزى از [قبیل] ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‏آزماییم و مژده ده شکیبایان را»


نکته ها

۱- یکی از سنت های حتمی خداوند در باره انسان آزمایش و امتحان است که حدود بیست مرتبه در قرآن از آن سخن به میان آمده است. ناگواری ها از ابزارهای آزمایش خدا هستند لذا گاهی انسان با آنکه گناه و تقصیری هم نکرده به برخی از ناگواری ها مبتلا می شود همانگونه که خوشی ها نیز وسیله دیگری برای آزمایش الهی است.

۲- امام صادق(ع) فرموده است: “پیش از ظهور قائم نشانه هایی از جانب خدای تعالی برای مومنان خواهد بود.” راوی می گوید: “عرض کردم فدای شما شوم آنها کدام است؟ فرمود: “این قول خدای تعالی که “شما مومنان را پیش از خروج می آزماییم به خوف از پادشاهان بنی فلان در آخر سلطنت آنها و گرسنگی به واسطه گرانی قیمت ها و کاستی در اموال به واسطه کسادی داد و ستد و کمی سود و کاستی در نفوس به واسطه مرگ و میر فراوان و کاستی در ثمرات به واسطه کمی برداشت محصولات زراعتی و در آن هنگام صابران را به تعجیل خروج قائم مژه بده.”

۳- خداوند مصیبت ها را به این جهت استخدام کرده است که به وسیله آن انسان را از دنیا قطع و به خود وصل کند دست انسان را از دست دنیا دربیاورد و در دست خود قرار دهد شما تا دستتان در دست دوستی قرار دارد آیا می توانید با دوست دیگرتان دست بدهید؟ هرگز. مگر نمی گویید که با یک دست نمی شود دو هندوانه برداشت؟ پس با یک دست هم نمی شود با دو کس دست داد.

انسان تا دست خود را از دست دنیا بیرون نکشد نمی تواند با آخرت دست دهد باید از بیعت ظالم خارج بشود تا بتواند با امام بیعت کند باید از وادی کفر بیرون بیاند تا بتواند به وادی ایمان وارد شود همانطور که تا وقتی آخرین ثانیه های شب پایان نیابد وارد اولین ثانیه های روز نخواهیم شد پس مصیبت ها این هنر را دارند که دست انسان را برای همیشه از دست دنیا خارج کنند.

خدا برای اینکه می خواهد انسان را نسبت به دنیا و دنیایی ها بی میل و رغبت کند او را تحت فشار قرار می دهد و انواع مصیبت ها را بر او فرود می آورد.

۴- گاهی برای به هوش آمدن انسانی که بی هوش شده است به او سیلی می زنند مصیبت ها سیلی های خداوند هستند که بر صورت بی هوشان و سرمستان وادی دنیا نواخته می شود آنگاه که مرده است. هیچ گاه سیلی نخواهد خورد پس آنکه به مصیبتی گرفتار نیست باور کند که مرده است البته در صورتی که آثار به هوش بودن را در خویش نمی بیند.

۵- یکی از تاثیرات مصیبت آن است که انسان حالتی پیدا می کند که دنیا را در شأن و حیثیت خویش نمی بیند یا آن را برای خود کم می بیند. اگر از بچه ای چیزی که داده اید پس بگیرید قطعاً یک حالت زدگی در او ایجاد می شود و دیگر وقتی چیزی به او می دهید از شما قبول نمی کند چون احساس می کند که هیچ اعتمادی به آن چیزهایی که به او می دهید نیست.

خداوند متعال وقتی بخواهد مومنی را متوجه کند که به این دنیا هیچ اعتمادی نیست با “بده بستان” با او برخورد می کند انسان در ابتدا وقتی چیزی را به چنگ می آورد آرام و قرار ندارد اما کمی که خدا با او بده بستان کرد متین و با وقار می شود هم رد گرفتن و هم در پس دادن دیگر نه وقتی که به او چیزی می دهند فرحی از خود نشان می دهد و نه وقتی که از او چیزی می گیرند جزع می کند.

۶- پرسش: مگر خدا نمی داند که هر کسی چه کاره است تا لازم باشد او را به وسیله ناگواری ها آزمایش کند؟

پاسخ: شکی نیست که میان آزمایش ما و آزمایش خدا فرق است. آزمایش ما برای شناخت است اما آزمایش خدا برای علم و آگاهی به وضع و روحیه و عکس العمل ما نیست؛ زیرا او قبل از هر فکر و عملی می داند که ما چگونه فکر می کنیم و چگونه عمل خواهیم کرد. بلکه هدف او از آزمایش این است که از ما کاری سرزند و بدین وسیله استحقاق پاداش و کیفر داشته باشیم زیرا خداوند طبق علم خود و بدون آن که از شخصی عملی سر بزند به خوبی و بدی او پاداش و کیفر نمی دهد.

آزمایش الهی برای آن است که مدعیان راستین از مدعیان دروغین شناخته شوند زیرا همه انسان ها به نوعی ادعا می کنند که آدم های خوبی هستند اما به هنگام امتحان حقیقت روشن می شود و هر کس می فهمد که چه مقدار در ادعایش راستگو بوده است.

۷- اهداف آزمایش عبارت اند از:
 - شکوفا شدن استعدادهای نهفته در انسان.
 - جدا سازی افراد نیک از بد.
 - جدا سازی صفوف مجاهدان و صابران از غیر آنها.
 - انجام کارهای بهتر.

۸- منصور صیقل گوید: من و حارث بن مغیره به جماعتی از اصحابمان خدمت امام صادق(ع) نشسته بودیم و از ظهور دولت حق سخن می گفتیم. آن حضرت سخن ما را می شنید سپس فرمود: شما در چه موضوعی وارد شده اید؟ هیهات، هیهات به خدا قسم آن چه انتظارش را می کشید واقع نشود تا وقتی که غربال شوید به خدا قسم آن چه چشم به راهش هستید واقع نشود تا وقتی که امتحان شوید به خدا قسم آنچه به سویش چشم می کشید واقع نشود تا وقتی که جدا شوید.

 

منبع: برگرفته از کتاب “پرتوی از آیه های مهدوی” نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی و کوشش حسن ملایی.

____________________

پی نوشت:

 1. سوره بقره، آیه ۱۵۵.

 ______________________________

بر گرفته از: http://www.zohor.in



مطالب تصادفی:

1. قربون محبتت خدا...

2. میدان انتظار

3. پاسخ یک شبهه در ارتباط با امام زمان(عج)