بر فراز گردن طاووس به جای یال، کاکلی سبز رنگ و پر نقش و نگار روییده، و برامدگی گردنش چنان آفتابه ای نفیس و نگارین است، و از گلوگاه تا روی شکمش به زیبایی وَسًمِۀ یمانی رنگ آمیزی شده، یا چون پاچه حریر براق یا آیینه ای شفاف که پرده بر روی آن افکندند. در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده که چون رنگ آن شاداب و بسیا می باشد، پنداری با رنگ سبز تندی در هم آمیخته است که در کنار شکاف گوش جلوه خاصی دارد. کمتر رنگی می توان یافت که طاووس از آن در اندامش آز آن نداشته باشد، یا با شفافیت و صیقل فراوان زرق و برق جامه اش آن را جلای برتری نداده باشد. طاووس چونان شکوفه های پراکنده ای است که باران بهار و گرمای آفتاب را در پرورش آن نقش چندانی نیست، و شگفت آور آنکه هر چند گاهی از پوشش پرهای زیبا بیرون می آید، و تن عریان می کند، پرهای او پیاپی فرو می ریزند و از نو می رویند، پرهای طاووس چونان برگ خزان رسیده می ریزند و دوباره رشد می کنند و به هم می پیوندند، تا دیگر بار شکل و رنگ زیبای گذشته خود را باز می یابد، بی آنکه میان پرهای نو و ریخته شده تفاوتی وجود داشته باشد یا رنگی جابه جا بروید. اگر در تماشای یکی از پرهای طاووس دقت کنی، لحظه ای به سرخی گل، و لحظه ای دیگر به سبزی زَبَرجَد، و گاه به زردی زر ناب جلوه می کند.


منبع: نحج البلاغه / خطبه165



عکس ها در ادامه مطلب...