شناسنامه حضرت آدم(ع)

نام مبارک حضرت آدم(ع) که نخستین پیامبر است، شانزده بار به نام آدم(ع) و هشت بار به عنوان بنی آدم(ع) و یک بار به عنوان ذرّیه آدم(ع)، بر روی هم بیست و پنج بار، در نه سوره و در بیست و پنج آیه، در قرآن مجید آمده است.1

امام صادق(ع) می فرماید:دلیل نامیدن آدم(ع) به این اسم، بدان خاطر است که او از ادیم و پوسته و قشر زمین آفریده شده است و شیخ صدوق گوید: ادیم نام چهارمین لایه درونی زمین است که آدم(ع) از ان خلق شده است.2

خداوند آدم(ع) را بدون پدر و مادر بیافرید، تا دلیل باشد بر قدرت الهی.3 وی نهصد و سی سال عمر کرد،4 و سر انجام در پی تبی طولانی در روز جمعه یازدهم محرم وفات یافت و در غاری میاه کوه ابوقبیس دفن شده و صورت او به طرف کعبه قرار دارد.5

 

شناسنامه حضرت حوّا(ع)

حضرت حوّا(ع) به اعتقاد تمام مورّخین عرب و فارس و اهل اروپا نخستین زنی است که آفریده شده است و دومین مخلوق خدای تعالی از جنس بشر است و مادر جهانیان می باشد،6 و پروردگار عالَم وی را در کنار آدم(ع) به نیکی یاد می کند،7 حوّا(ع) را بدین اسم نامیده اند چون که او از حیّ یعنی ادم(ع) آفریده شده است،8 و در کیفیت خلقت او اختلاف است و احادیث متعدد نقل شده است.9 حضرت حوّا(ع)

نهصد و سی و یک سال در این دنیا عمر کرد، وی پس از آدم(ع) یک سال مریض گشت و پانزده روز بستری بود، سپس به رحمت حق پیوسته و در مکّه، در پهلوی حضرت آدم(ع) دفن شد.10

 

شناسنامه حضرت ادریس(ع)

حضرت ادریس(ع) یکی از پیامبران الهی است، که نامش در قرآن دو بار، در دو سوره و در دو آیه آمده است.11

ادریس کلمه ای است غیر عربی (عجمی)، که از لحاظ تقدّم زمان، بعد از آدم(ع)، در قرآن مجید از پیامبران شمرده می شود، میان این پیامبر و آدم(ع) پنج پدر فاصله بوده.

وی هشتصد و سی سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شده، نام پدرش «یارد» و مادرش «بره» است.12 او از اجد اد نوح پیامبر(ع) می باشد و نام اصلیش «اُخنوخ» بوده و نسبت او از این قرار است:

«اُخنوخ بن یارد بن مهلائیل بن قنیان بن انوش بن شیث بن آدم» و وجه تسمیه و نامگذاری وی را به ادریس(ع) چنین گویند، که نامبرده حکم خدا و سنّت او را به مردم تعلیم و درس می داده است.

این پیامبر در یکی از شهرهای مصر متولّد شده (و بعضی گویند در شهر بابل) و در سیصد سالگی از دنیا رحلت نمود.13 صاحب تاریخ بلعمی گوید: ادریس دارای پسری بود به نام متوشلخ، که دارای فرزندان زیادی بود و در آخر عمرش پسری از برای او متولّد شد، به نام لمک که نوح پیامبر(ع) از نسل او بوده است.14

 

شناسنامه حضرت نوح(ع)

حضرت نوح(ع) یکی از پیامبران عظیم الشأن الهی است، که نام مبارکش چهل و سه بار در قرآن مجید آمده.15  و نیز سوره ای مستقبل به نام او در قرآن وجود دارد.

وی اولین پیامبر اولوالعزم است که دارای شریعت و کتاب مستقبل بوده و دعوت جهانی داشته و همچنین اولین پیامبر بعد از ادریس(ع) است.

منقول است که در سال رحلت آدم(ع) و هزار و ششصد و چهل و دو سال بعد از هبوط آدم(ع) به دنیا آمد.16

شغل او نجاری و مردی بلند قامت، تنومند و گندم گون با محاسن انبوه بوده و مرکز بعثت و دعوت او در شامات و فلسطین و عراق بوده است.17

نام اصلی اوعبد الغفّار(عبد الأعلی یا عبد الملک) بوده،18 و فرزند لمک بن متو شلخ بن اُخنون (ادریس) که با هشت یا ده واسطه نسبت او به حضرت آدم(ع) می رسد.

آن حضرت دوهزار و پانصد سال عمر کرد، هشتصد و پنجاه سال آن قبل از پیامبری و نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت و رسالت بوده که به دعوت مردم به توحید و خدا پرستی مشغول بود و دویست سال به دور از مردم به کار کشتی سازی پرداخت و پس از ماجرای طوفان پانصد سال زندگی کرد و به آبادانی شهرها پرداخت.19

در اواخر عمر، جبرئیل(ع) بر او نازل شد و گفت: مدت نبوت تو به پایان رسیده و ایام زندگانیت به سر آمده، اسم اکبر و علم نبوّت را که همراه تواست، به پسرت « سام»20 واگذارکن، زیرا من زمین را بدون حجت قرار نمی دهم، سنت من این است که برای هر قومی، هادی و راهنمایی برگزینم، تا سعادتمندان را به سوی حق هدایت کند و کامل کننده حجّت برای متمرّدان تیره بخت باشد.

آن حضرت این فرمان را اجرا نمود و « سام» را وصی خود کرد و همچنین فرزندان و پیروانش را به آمدن پیامبری به نام هود(ع) بشارت داد.21  پس از وصایات خود، دعوت حق را لبیک گفته و عزرائیل(ع) روح او را قبض کرد. قبر او در نجف اشرف بالا سر امیرالمؤمنین(ع) است و آنکه بعد از زیارات حضرت علی(ع)، روایاتی در باب زیارات ایشان نیز وارد شده است.22

 

شناسنامه همسر نوح(ع)

گفته اند حضرت نوح(ع) دو زن داشته: یکی کافره و دیگری مؤمنه بنام هیکل.23 در سوره تحریم آیه 10 از همسر نوح(ع) بنام « واغله» به عنوان ناسازگار با آن حضرت سخنی به میان آمده است و بیان میدارد که « واغله» و همچنین زن لوط هرچند افتخار زوجیّت بندگان صالح خدا را داشتند، ولی این انتساب، آنان را از آتش جهنم نگه نداشت و در کنان سایر اهل جهنم، وارد آن خواهند شد، زیرا به شوهران خود خیانت کردند. و خیانت همسر نوح(ع) این بود که او کافر بود و در مورد شوهرش به مردم می گفت: او دیوانه است!  و هرگاه کسی به آیین او ایمان می آورد، به سران و جبابر قومش خبر می داد.24

 

شناسنامه حضرت هود(ع)

حضرت هود(ع) از انبیاء الهی و نام مبارکش هفت بار در قرآن آمده و یک سوره به نام او نامیده شده است.25

وی از نوادگان حضرت نوح(ع) است، که با هفت واسطه به او میرسد.

سلسله نسب او را چنین ذکر کرده اند: « هود بن عبد الله بن ریاح بن خلود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح».26

آن حضرت دو هزار و ششصد و چهل و هشت سال بعد از هبوط آدم(ع) به دنیا آمد. نام پدرش عبدالله (شالخ)،27 و نام مادرش بکیه28 می باشد.

او دومین پیامبری است که در برابر بت و بت پرستی قیام و مبارزه کرد.29

ابن بابویه گفته است: آن حضرت را برای این هود(ع) گفتند، که از ضلالت قومش هدایت یافته بود و از سوی خدا برای هدایت قوم گمراهش برانگیخته شده بود.30

در اینکه قبر ایشان کجاست؟ میان مفسّران و مورّخان اختلاف است. بعضی گویند در غاری است در حضر موت، و بعضی گفته اند در مکّه، در حجر اسماعیل مدفون است.31

 

شناسنامه حضرت صالح(ع)

حضرت صالح(ع) از پیامبران عظیم الشأنی است، که نام مبارکش در کلام الله مجید نه بار آمده،32 و از حیث زمان بعد از نوح و قبل از ابراهیم(ع) بوده است.

آن حضرت دو هزار و نهصد و هفتاد و سه سال بعد از هبوط آدم(ع) به دنیا امد، وی بر قوم ثمود مبعوث گردید.

قطب راوندی گفته است: او از نواده های سام بن نوح است بدین ترتیب: صالح بن ثمود بن عاثر بن ارم بن سام بن نوح.33

حضرت صالح(ع) در شانزده سالگی به پیامبری مبعوث گشت و تا سن صد و بیست سالگی در میان قومش به ارشاد انها پرداختف ولی جز اندکی به او ایمان نیاوردند.34

آن حضرت دویست و هشتاد سال عمر کرد و قبرش در نجف اشرف،35 یا بین حجرالأسود و مقام ابراهیم(ع) در کنار کعبه قرار دارد.36

 

شناسنامه حضرت ابراهیم(ع)

نام مبارک حضرت ابراهیم(ع) در بیست و پنج سوره قرآن، حداقل شصت و نه بار تکرار شده است.37 راجع  به این پیامبر و حالات  گوناگون او از کودکی تا شیخوخیّت  قریب  صد و نود و پنج  آیه آمده و نیز سوره ای مستقل  به نام او در قرآن وجود دارد.

ابراهیم(ع) نامی است سُریانی به معنی«اَبٌ رَحیم» بوده یعنی پدر مهربان، سپس«حاء» آن به«هاء» تبدیل گردیده، و بعضی می گویند معنی ابراهیم از « بَرِیٌ مِنَ الاَ صنامِ» و« هامَ اِلی رَبِّهِ»  می باشد، یعنی از بت ها دوری می جسته  و به خداوند خویش گرویده است.38

آن حضرت سه هزار و سیصد و بیست و سه سال بعد از هبوط حضرت آدم(ع) به دنیا  آمد.

اهل تاریخ نام پدر ابراهیم(ع) را تارِح (باحاءوخاء) نوشته اند.39 و نام مادرش« اوفا» دختر آذر،40 و برخی نام وی را « نونا» فرزند کربتا بن کرثی،41 و گروه سوم « رقیه» دختر لاحج می دانند.42

ابراهیم(ع) دومین پیامبراولوالعزم است، که دارای شریعت و کتاب مستقل بوده،43 و دعوت جهانی داشته، او حدود هزار سال بعد از حضرت نوح(ع) ظهور کرد و سلسله نسبت او تا نوح را چنین نوشته اند: « ابراهیم بن تارِح بن ناحور بن سروح بن رعو بن فالج بن عابر بن شالح بن ارفکشاذ بن نوح».

ابراهیم(ع) هنوز متولد نشده بود که پدرش از دنیا رفت و آزار عموی ابراهیم(ع) سر پرستی او را به عهده گرفت. از این رو ابراهیم(ع) او را به عنوان پدر می خواند.44

این پیامبر بزرگ در شهر« اورا» از شهرهای بابِل به دنیا آمد45 و سرانجام در سن صد و هفتاد و پنج سالگی فوت کرد. او را در باغ عفرون بن صرصر، پهلوی قبر ساره دفن کردند و اکنون مدفن او شهر الخلیل (در کشور فلستین) نام دارد.46

 

شناسنامه حضرت ساره(ع)

ساره در قریه ای به نام « کوثی ربا» از اطراف بابل (عراق) در یک خانواده نبوّت، در سال دو هزار و هشتصد و پنجاه و پنج قبل از هجرت نبوی متولد شد. نام پدرش « لاحج» نام مادرش« ورقه» و برادرش « حضرت لوط(ع)» می باشد.47 مطابق بعضی از روایات مادر لوط و ساره(ع) با مادر ابراهیم(ع) خواهر بودند، و ساره دختر خاله ابراهیم بود.48

ساره طبق نقل امام صادق(ع) مثل حوریان بهشتی زیبا بود و ابراهیم(ع) شدیدا او را دوست می داشت و در تکریم و احترام همسرش همّت می گماشت. او از جهت اموال و اغنام نیز خیلی ثروتمند بود، همه را یکباره در اختیار شوهر قرار داد و ابراهیم(ع) آن اموال را در راه خدا مصرف نمود.49

وی از زنان بسیار با فضیلت و از جمله بانوان مورد عنایت پروردگارعالم است که نام او در کنار زنان بهشتی ذکر شده. در آیات فراوانی که نام ابراهیم و اسحاق و اسمائیل(ع) آمده، به نام و شخصیت ساره نیز اشاره شده است.50

 

شناسنامه حضرت هاجر(ع)

هنگامی که پادشاه مصر (سنان بن عُلوان) کرامات و معجزاتی را از ابراهیم(ع) و همسرش ساره دید، هاجر را که از کنیزان زیبا و باهوش او بود، به عنوان خدمتگذار به ساره بخشید، شرافت و فضیلت هاجر فوق العاده زیاد است و اکثر اعمال و مناسک حج به تبعیت از ایثارگری و حرکات فداکارانه وی صورت گرفته و در شروع مقدس اسلام، نیز تا روز قیامت تشریع گردیده است. آیات زیادی در مورد او و فرزندش اسمائیل(ع) نازل شده، از جمله بخشی از آیات سوره ابراهیم است.51

 

شناسنامه حضرت اسمائیل(ع)

حضرت اسمائیل(ع) نام مبارکش دوازده بار، در هشت سوره و در دوازده آیه، در قرآن مجید آورده شده است.52

اسمائیل(ع) یک کلمه عربی است. صاحب کشف الأسرار گوید: هاجر، مادر اسمائیل(ع) هنگام زاییدن، به درد و رنج بسیار گرفتار شد با خداوند چنین گفت: « اِسمَع یا رَبّ؛ بشنو ای پروردگار من».

در پاسخ به او گفت: « قَد سَمِعَ اِیل؛ یعنی خداوندشنیده است». سپس فرزند خود را به ترکیب از (سَمِعَ و اِیل) اسمائیل(ع) نام نهاد.

وی سه هزار و چهار صد سال و هیجده سال بعد از هبوط آدم(ع) در سرزمین شام متولد شد.53  اهل تاریخ نام پدر او را ابراهیم(ع) و مادرش را هاجر کنیز « سنان بن عُلوان» پادشاه مصر دانسته اند. اسمائیل(ع) نخستین فرزند ابراهیم(ع) است و اقوام عرب از نسل این پیامبر می باشند.54 و سرانجام در سن صد و سی و هفت سالگی (وب ه قولی صد و هشتاد سالگی) فوت کرد،55 و پیکرش را در کنار قبر مادرش (در حجر اسمائیل) کنار کعبه به خاک سپردند.56

منقول است که اسمائیل(ع)دارای دوازده پسر بود، یکی از فرزندان او « قدار» نام داشت، که نسل و آباء و اجداد رسول خدا(ص) که به اسمائیل(ع) می پیوندند، از این پسر بوده است.57

 

شناسنامه حضرت اسحاق(ع)

حضرت اسحاق(ع) از پیامبران مشهور است، نام مبارکش هفده بار در دوازده سوره، طی شانزده آیه، در قرآن مجید آمده است.58

کلمه « اسحاق» عربی نیست، بلکه لفظ عربی است و به معنی « خندان و ضاحک» است و او را از آن جهت به این نام خوانده اند: که چون فرشتگان، ابراهیم(ع) را از ولادت او خبردادند، ساره همسر ابراهیم(ع) از شدت تعجب بخندید (چون او و شوهرش هر دو پیر شده بودند و امید داشتن فرزند نداشتند).

نام پدرش ابراهیم(ع) و مادرش ساره است.

وی سه هزار و چهار صد و بیست و سه سال بعد از هبوط آدم(ع) در سرزمین فلسطین متولد و در صد و هشتاد سالگی رحلت نمود و در « حبرون» که اکنون شهر الخلیل نامیده می شود، در نزدیکی مرقد مطّهر پدرش ابراهیم(ع) دفن شد.

او دارای دو فرزند به نام های « عیصو و یعقوب» می باشد، که برجسته ترین آنها یعقوب(ع) پدر حضرت یوسف(ع) است که داستانش بعداً خواهد آمد.59

 

شناسنامه حضرت ذوالقَرنَین(ع)

نام مبارک حضرت ذوالقَرنَین، دو بار در قرآن آمده،60 و شرح حالش در سوره کهف در ضمن شانزده آیه بیان شده است.61

پیرامون ذوالقَرنَین(ع) چند بحث وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد:

در این باره که چرا ذوالقَرنَین(ع) به این نام نامیده شده است، اقوال مختلفی بیان شده که عبارتند از:62

-        چون او دو قرن زندگی و حکومت کرد و در زمان او دو نسل از انسان ها منقرض گشتند.

-        چون تاجی بر سر داشت که دارای دو شاخ بود.

-        چون بر شرق و غرب عالم سفر کرد.

-        چون دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود.

-        چون دو گیسوی بافته شده داشت.

-        چون خداوند نور و ظلمت را مسخّر او گردانیده بود، هنگامی که حرکت می کرد، نوری مقابلش را روشن می نمود و تاریکی یا سایه ای نیز در پشت او امتداد می یافت.

درباره اینکه ذوالقَرنَین(ع) چه کسی بوده و بر کدام یک از مردان معروف تاریخ منطبق می شود؟ میان مفسّران و ارباب تواریخ اختلاف است و هر یک به گونه ای او را معرّفی کرده اند:63

الف) بعضی گویند او همان «اسکندر مقدونی» پسر «فلیقوس یونانی» است که بعد از مرگ پدرش، بر کشورهای روم و مغرب و مصر تسلّط یافت و شهر اسکندریه را بنا نمود.

سپس شام و بیت المقدّس را در زیر سیطره خود گرفت و از آنجا به ارمنستان رفت، عراق و ایران را فتح کرد، سپس قصد هند و چین نمود و از آنجا به خراسان بازگشت. شهرهای فراوانی بنا نهاد و به عراق امد و بعد از ان در شهر « زور» بیمار شد، و از دنیا رفت، و به گفته بعضی، بیش از سی و شش سال عمر نکرد، جسد او را به اسکندریه بردند و در آنجا دفن نمودند.

ب) برخی معتقدند او یکی از بندگان صالح خدا بود و اراده الهی بر ان تعلّق گرفته بود، که او صاحب دانش و حکمت و هیبت بسیار گردد و بر اهل زمین حکومت نماید.64

پ) جمعی معتقدند وی یکی از پادشاهان یمن بوده، که به عنوان «تُبَّع» خوانده می شد.65

ت) و برخی دیگر گویند وی همان « کورش کبیر»، پادشاه هخامنشی است، که پانصد و سی سال قبل از میلاد زندگی می کرد.66 بسیاری از مفسّران و مورّخان این نظریه را با لحن موافق، در کتاب های خود مشروحاً آورده اند.67

ث) و جمعی معتقدند وی از پیامبران است و به دلایلی چند استناد کرده اند.68 اما از قرآن چیزی که صریحاً دلالت می کند، او پیامبر بودهف استفاده نمی شود هر چند تعبیراتی در قرآن هست، که اِشعار به این معنی دارد و از بسیاری از روایات اسلامی که از پیامبر و ائمه اهل بیت(ع) نقل شده، نیز می خوانیم: او پیامبر نبود، بلکه بنده صالحی بود.69

 

شناسنامه حضرت لوط(ع)

حضرت لوط(ع) یکی از پیامبران بزرگی است، که هم عصر ابراهیم(ع) بود و نام مبارکش در هفده سوره، بیست و هفت بار در قرآن مجید ذکر شده است.70

وی فرزند « هاران بن تارخ» و برادرزاده حضزت ابراهیم(ع) است، و نام مادرش ورقه بنت لاحج بوده.71

لوط(ع) سه هزار و چهار صد و بیست و دو سال بعد از هبوط آدم(ع) در شهر بابِل به دنیا امد.

وقتی که حضرت ابراهیم(ع) در سرزمین بابل (عراق) مردم را به یکتا پرستی دعوت نمود، لوط(ع) نخستین مردی بود که در ان شرایط سخت به وی ایمان آورد و همواره در کنار او بود.72 و همراه او از سرزمین بابل به فلسطین مهاجرت کرد و بعداً از ابراهیم(ع) جدا شد و به شهر سشدوم (در سرزمین اُردن) امد.

چرا که مردم ان منطقه غرق فساد و گناه، مخصوصاً انحرافات جنسی بودند. در میان قوم خود سی سال سکونت کرد و آنها را به سوی خدا دعوت نمود و از عذاب الهی  برحذر داشت، اما کمت در آن کوردلان اثر گذاشت.

لوط(ع) سرانجام در هشتاد سالگی وفات یافت.73 و مرقد مطهّرش در قریه کفربریک در یک فرسخی مسجد الخلیل (واقع در کشور فلسطین) کنار مرقد شصد نفر از پیامبران است.74

 

شناسنامه همسر لوط(ع)

نام همسر لوط « واهله» یا « والهه» یا « والفه» بوده، که در سوره های: اعراف / 83 هود / 81 حجر / 60 نمل / 57 عنکبوط / 32 شعراء / 170 صافات / 134 تحریم / 10، با عناوین مختلف به او اشاره شده است. زن لوط(ع) هرچند همسر پیامبر بود و از نعمت های الهی در خانه او بهره مند بود، ولی با قوم لوط هم کیش بود و آیین شوهر را نپذیرفت و در افشای رازهای دینی و اجتماعی که در خانه نبوّت صورت می گرفت، مضایقه نکرد و از این طریق به آیین و اهداف مقدّس شوهر صدمه زد و از گسترش آن جلوگیری نمود. قرآن مجید در آیات مذبور او را با تعبیرات « عجوز، گرفتار در عذاب، خائن به دین، هلاک شده، پس مانده و امثال آن» ذکر نموده است.75

 

شناسنامه حضرت یعقوب(ع)

حضرت یعقوب(ع) یکی از پیامبران الهی است که نام مبارکش شانزده بار در قران امده.76

وی فرزند اسحاق بن ابراهیم است، نام مادرش « رُفقه» دختر بتوئیل بن ناحور، برادر ابراهیم(ع) می باشد. لقب یعقوب(ع)، « اسرائیل» بوده77 و فرزندان دوازده گانه یعقوب(ع)،78 و اولاد آنها را بنی اسرائیل گویند که به قوم یهود معروفند.

یعقوب(ع) سه هزار و چهار صد و هشتاد و سه سال بعد از هبوط آدم(ع) در سرزمین فلسطین به دنیا امد. چندین سال در کنعان، سپس در حرّان،79 زندگی می کرد و بعد به کنعان بازگشت و هنگامی که صد و سی سال از عمرش گذشته بود، به هوای لقای یوسف(ع) وارد مصر شد و پس از هفده سال سکونت در مصر از دنیا رحلت کرد.80

طبق وصیّت خودش، جنازه اش در مقبره خانوادگیش نزد قبر پدر و مادر و اجدادش،81 در سرزمین فلسطین شهر الخلیل به خاک سپرده شد.82

 

شناسنامه حضرت یوسف(ع)

حضرت یوسف(ع) یکی از پیامبران الهی استف که نام مبارکش بیست و هفت بار در کلام الله مجید ذکر شده است.83 سوره دوازدهم قران که دارای صد و یازده آیه بوده، بنام اوست و از آغاز تا پایان ان، پیرامون سرگذشت یوسف(ع) می باشد.

نام مادرش راحیل «راحله» است،84 وی فرزند یعقوب و نواده اسحاق و فرزند سوم ابراهیم(ع) است.

در سرزمین حرّان (حاران یا فرّان آرام)، مرز بین سوریه و عراق به دنیا امد، او مجموعاً یازده برادر داشت و از میان آنها فقط بنیامین برادر پدر و مادری او بود. یوسف(ع) از همه برادران جز بنیامین کوچکتر بود.85

یوسف(ع) مدت صد و ده سال زندگی کرد و چون فوت کرد، بدنش را مومیایی کردند و در تابوتی محفوظ داشتند86 و همچنان در مصر بود تا زمانی که حضرت موسی(ع) می خواست با بنی اسرائیل از مصر خارج شودف جنازه یوسف(ع) را همراه خود برده و در فلسطین دفن نمودند.

بنابر انچه مشهور است، وی در شهر الخلیل (واقع در کشور فلسطین) در شش فرسخی بیت المقدّس در مقبره خانوادگیشان نزدیک مکفیلیه (محل دفن ابراهیم، ساره، رُفقهف اسحاق و یعقوب(ع)) به خاک سپرده شد.87 و 88

 

شناسنامه زلیخا همسر عزیز مصر

«زلیخا» دختر یکی از پادشاهان مغرب زمین بوده و نام اصلی او «طیموس» است و بعضی گفته اند نام اصلی او «راعیل» است و زلیخا لقب او می باشد، وی از جهت صورت و تناسب اندام، یگانه عصر خود بود. یازده نفر از پادشاهان از او خاستگاری کردند، که هیچ کدام را نپذیرفت، تا اینکه به عقد «قطیفور» که عزیز مصر لقب گرفته بود در آمد، نام و داستان زلیخا در سوه یوسف آیه 20 تا 53 چندین بار تکرار شده و یک قضیه بسیار عبرت انگیز و نتیجه بخش است، سرانجام وقتی که یوسف(ع) وزیر اقتصاد مصر شد و عزیز مصر (شوهر زلیخا) از دنیا رفت، زلیخا روز به روز به سیه روزی افول کرد و تا جایی که، کارش به گدایی کردن از مردم کشیده شد. طبق روایتی روزی زلیخا با اذن قبلی به حضور یوسف(ع) رسید و شروع به سخن کردند، از جمله آن حضرت سوال کرد: چرا آن بلا را بر سر من آوردی؟ گفت به چهار دلیل: 1- من زیباترین زن روزگار خود بودم 2- تو زیباترین مرد زمان خود بودی 3- من بکر و دختر بودم و نیاز به... 4- شوهر من عنین و ناتوانی جنسی داشت.

یوسف(ع) گفت: اگر جمال پیامبر آخرالزمان را ببینی چه می کنی؟ او از من زیباتر و در اخلاق و خلقت و بخشش افضل است؟ زلیخا گفت: آری راست می گویی. یوسف(ع) گفت: از کجا می دانی که من راست می گویم. زلیخا گفت: برای اینکه با گفتن نام او محبت آن حضرت در دل من جا گرفت.

در این حال جبرئیل(ع) بر یوسف(ع) نازل شد و خطاب به وی گفت: امر خداست که امروز با زلیخا ازدواج کنی! یوسف(ع) اراده الهی را به زلیخا گفت: ولی او عرضه داشت: ای یوسف! مناسب است از خدا بخواهی، جوانی مرا به من برگرداند، انگاه با هعم زندگی مشترک را شروع کنیمف یوسف(ع9 دعا کرد، خداوند دعای وی را مستجاب کرد و جوانی زلیخا را به او برگردانید و با هم سی و هفت سال زندگی نموده و یازده پسر بهم رساندند.89

 

شناسنامه حضرت ایّوب(ع)

حضرت ایّوب(ع) از انبیاء مشهور بوده و نام مبارکش چهار بار، در چهار سوره و در چهار آیه، در قرآن مجید آمده است.90

ایّوب از ریشه «آبَ یؤوب» یعنی کسی که بار دیگر سلامت و نعمت و مال و فرزندان به او باز گردانده شود.91

وی از فرزندان حضرت ابراهیم(ع) است، اهل تاریخ، سلسله نسب او را چنین نوشته اند: « ایّوب بن آموص بن رازج بن روم بن عیصو بن اسحاق بن ابراهیم» و مادرش از فرزندان لوط بن هاران.92

در اینکه ایّوب(ع) در چه جائی به دنیا آمده و وطن حقیقی او کجاست؟ مورّخین اختلاف دارند. برای او شهرهای «بثنه»، «عوض» و «جابیه» از سرزمین شام «دمشق» ذکر کرده اند93 که سه هزار و ششصد و چهل و دو سال بعد از هبوط آدم(ع) متولّد شد و سرانجام در سن نود و سه سالگی فوت کرد و در قلّه کوه جحاف در حدود یمن به فاصله هشتاد میل از عدن دفن شده است.94

 

شناسنامه همسر ایّوب(ع)

نام همسر ایّوب(ع) «رحیمه» دختر ابراهیم بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم(ع) می باشد.95

وی از جمله زنانی است که به نام او در قرآن اشاره شده است.96 از زنان مجلّل روزگار، در عصمت و عفّت و حیا و مودّت و صبر در بلاء در طول مدّت بیماری شوهر کم نظیر بود.

جزء نادر زنان جهان است که مدت طولانی در پرستاری شوهرش با تمام توان استقامت نموده و خم به ابرو نیاورده است و ثابت نمود که برخی از زنان، انسان های با وفا و نمک شناس و الگوی مقاومت به حساب می آیند.

انچه که دلالت بر کمال فضل و دانش علیا مخدّره «رحیمه» می نماید، روایتی است که علّامه مجلسی از ابن بابویه نقل کرده که: چون بلاء از هر جهت بر ایّوب(ع) سخت شد، زنش رحیمه صبر کرد بر محنت آن حضرت و ترک خدمت او نکرد.

پس شیطان حسادت ورزید به خدوت کردن زن ایّوب(ع) بر همسرش، لذا به نزد او آمد و گفت: مگر شما از آل یعقوب(ع) نیستی؟

گفت: چرا!

شیطان گفت: پس چیست این مشقت و بالء، که من شما را در ان می بینم؟

آن عالمه صابره در جواب گفت: خدا به ما چنین کرده است، که ما را ثواب دهد به فضل خود، در وقتی که عطا کرد به فضل خود و پس گرفت، تا ما را امتحان کند و ثواب دهد، آیا دیده ای انعام کننده ای بهتر از او، پس بر عطایش، او را شکر و بر ابتلایش، او را حمد می کنیم. پس جمع کرد برای ما دو فضیلت را با هم، که در نعمت او، شاکر باشیم به توفیق او و در بلای او، صابر باشیم و نمی یابیم بر صبر کردن قوّتی، مگر به یاری و توفیق او.

شیطان هرچه شبهه بر او القاء کرد، رحیمه به قوّت ایمان، همه را جواب گفت.97

ابن عبّاس گوید: خداوند جوانی را به همسر ایّوب(ع) باز گردانید، بطوری که برای او بیست و شش پسر به دنیا آورد. همچنین ایّوب(ع) دارای هفت پسر و هفت دختر بود، که همگی از دنیا رفته بودند، اما خداوند بار دیگر آنها را به دامان ایّوب(ع) و همسرش باز گردانید.98

 

شناسنامه حضرت شعیب(ع)

حضرت شعیب(ع) یکی از پیامبران عرب است،99 که نام مبارکش یازده بار در قران آمده است.100 در نسب آن حضرت اهتلاف است، بعضی او را از نواده های حضرت ابراهیم(ع) می دانند. بدین ترتیب: «شعیب بن صفوان بن عیفا بن نابت بن مدین بن ابراهیم».101 و بعضی گفته اند از اولاد ابراهیم(ع) نبوده، بلکه از اولاد کسی است که ایمان به ابراهیم(ع) آورده بود و سه هزار و ششصد و شانزده سال بعد از هبوط آدم(ع) به دنیا امد.

خداوند او را به سوی مردم «مَدیَن و اَیکَه» فرستاد، تا آنها را به یکتا پرستی و آیین خدایی دعوت نماید و از بت پرستی و فساد اخلاقی نجات بخشد.

این پیامبر بزرگ به خاطر سخنان حساب شده و رسا و دلنشین به عنوان «خطیب الانبیاء» لقب گرفت.102 وی اولین کسی است که ترازوی سنجش را در معاملات بکار برد.103

او سرانجام پس از دویست و چهل و دو سال زندگانی وفات یافت و در بیت المقدّس به خاک سپرده شد.104

 

شناسنامه حضرت موسی(ع)

حضرت موسی(ع) یکی از پیامبران اولوالعزم است، که نام مبارکش صد و سی و شش بار، در سی و چهار سوره قرآن مجید امده است.105

موسی(ع) در بغت قِبطیان،106 از دو جزء تشکیل شده، یکی «مو» به معنای آب و دیگری «سی» به معنای درخت، چون صندوق وی در کنار درختی در داخل آب بدست آمد، او را موسی(ع) نامیدند.107

وی سه هزار و هفتصد و چهل و هشت سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد و نسبش با شش واسطه به حضرت ابراهیم(ع) می رسد.

به این ترتیب: «موسی بن عمران بن یصهر بن قاهت108 بن لاوی بن یعقوب بن ابراهیم» و نام مادرش یوکابد109 است.

موسی(ع) پانصد سال بعد از حضرت ابراهیم(ع) ظهور کرد و لقب «کلیم الله» به خود گرفت، چون خداوند بدون واسطه، با او سخن می گفت.

پس از آنکه حضرت موسی(ع) از جانب خدا مأمور شدف به جانب کوه طور روان شود و از فراز کوه سرزمین های مقدّس فلسطین را بنگرد، در همانجا در سنّ دویست و چهل سالگی وفات یافت،110 و بر فراز تلّ سرخ رنگی در آن ناحیه (که فسجه نام داشت) به خاک سپرده شد.111 و 112

 

شناسنامه حضرت داوود(ع)

حضرت داوود(ع) از انبیاء بنی اسرائیل است، که علاوه بر قدرت معنوی و نبوّت، دارای حکومت ظاهری وسیع نیز بود، نام مبارکش شانزده بار در کلام الله مجید ذکر شده است.113

وی چهار هزار و سیصد و سی و سه سال بعد از هبوط آدم(ع)، در سرزمین بین مصر و شام (یا بیت اللحم) به دنیا امد، پدرش «ایشا» نام داشت، که با نُه واسطه به یکی از فرزندان حضرت یعقوب(ع) (یهودا) می رسد.114 و منطقه حکومتی او از شامات تا سرزمین های اصطخر فارس بود.115 وی صد سال عمر کرد، که چهل سال آن بر مردم حکومت و رهبری نمود.

داوود(ع) به معنای کسی است که زخم دل خویش را با داروی محببت التیام بخشد، و بعضی گفته اند کسی که عشق و سوز خود را با اطاعت و فرمانبرداری از خداوند شفا بخشد.116

روایت شده:117 داوود(ع) کنیزی داشت که هر شب مأمور بود، درب ورودی خانه وی را قفل نماید و بعد از آن داوود(ع) به عبادت خدا مشغول می گشت.

شبی آن کنیزک، مردی غریبه را درون خانه اربابش دید. از او پرسید: که چه کسی تو را وارد خانه کرد و تو کیستی؟

او گفت: من کسی هستم، که بدون اجازه شاهان و حکمرانان بر آنها وارد می گردم.

داوود(ع) این سخن را شنید متوجّه شد، که ملک الموت به سراغش آمده است، گفت: چرا قبلاً پرام نفرستادی، تا من برای مرگ آماده شوم؟

عزرائیل گفت: من قبلاً پیام های بسیاری برای تو فرستادم!

داوود(ع) گفت: آن پیام ها را چه کسی برای من آورد؟

عزرائیل گفت: پدرت، مادرت، برادرت، همسایه ات و آشنایانت کجا رفتند؟

داوود گفت: همه مُردند.

عزرائیل گفت: آن ها پیام رسانهای من به سوی تو بودند که تو نیز می میری، همان گونه که آنها مُردند. سپس عزرائیل جان داوود(ع) را قبض کرد.118

وی را در بیت المقدّس کشور فلسطین به خاک سپردند. او نوزده پسر از خود به جای گذاشت. در میان آنها یکی از پسرانش، به نام حضرت سلیمان(ع) حکومت و مقام علم و نبوّت داوود(ع) را به ارث برد.119

 

شناسنامه حضرت سلیمان(ع)

حضرت  سلیمان(ع) یکی از پیامبران معروف بنی اسرائیل است، که هم دارای مقام نبوت بوده و هم دارای حکومت،120 و نام مبارکش هفده بار در قرآن ذکر شده است.121

وی چهار هزار و سیصد و نود و یک سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد، نام پدرش «داوود» است که با یازده واسطه به حضرت یعقوب(ع) می رسد، و نام مادرش را «اَبِیشاغ» یا «تشبغ» ضبط کرده اند.122

وی در سیزده سالگی حکومت را به دست گرفت که در آن جنّ و انس و پرندگان و چرندگان و باد، همه تحت فرمان او بودند و بر سراسر زمین فرمانروایی می نمود. سرانجام پس از چهل سال حکومت و پادشاهی در در پنجاه و سه سالگی از دنیا رفت.123 و آصف بن برخیا را وصیّ خود قرار داد.124 روایت شده: خداوند وحی فرستاد به سوی حضرت سلیمان(ع) که علامت مرگ تو آن است که درختی در بیت المقدّس روییده می شود که آنرا خُرنوبه گویند، پس روزی آن حضرت دید در صحن مسجد درختی روییده است، خطاب نمود به آن درخت که نام تو چیست؟ گفت: خرنوبه نام دارم.

سلیمان(ع) دریافت که مرگش نزدیک شده است، به محراب و محل عبادت خود بازگشت و در حالی که ایستاده و بر عصایش تکیه داده بود از دنیا رفت، مدّتی به همان وضع ایستاده بود و آدمیان و جنّیان به تصوّر این که او زنده است و نگاه می کند مشغول کار خود بودند.

سرانجام موریانه ای وارد عصای او شد و درون آن را خورد، عصا شکست و سلیمان(ع) به زمین افتاد، همه فهمیدند که از دنیا رفته است.125 و سپس در کشور فلسطین (بیت المقدس در قریه داوود) به خاک سپرده شد.

 

شناسنامه حضرت الیاس(ع)

حضرت الیاس(ع) یکی از پیامبران بنی اسرائیل است، نا مبارکش دوبار به عنوان مفرد و یکبار هم به عنوان جمع، بر روی هم سه بار، در دو سوره و در سه آیه در قرآن مجید آمده است.126

آن حضرت از نواده های هارون(ع) برادر موسی(ع) است، به این ترتیب: «الیاس بن یاسین بن فنحاص بن عیزار بن هارون بن عمران».127 و نام مادرش «امّ حکیم» بوده.128

وی چهار هزار و پانصد و شش سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد. مطابق بعضی از روایات حضرت الیاس(ع) از پیامبرانی است که هنوز زنده است.129

طبرسی می فرماید: در مورد الیاس اختلاف نظر بسیار وجود دارد، بعضی می گویند او همان ادریس پیامبر(ع) است و گروهی دیگر او را از پیامبران بنی اسرائیل و از فرزندان هارون بن عمران و پسر عموی اَلیَسَع بر شمرده اند و عدّه ای دیگر عقیده دارند که او بعد از حزقیل پیامبر به نبوّت رسید و منطقه ای از شامات بعلبک حوزه مأموریت او و جانشینش «الیسع» بود.

در پاره ای از روایات آمده است الیاس(ع) همدوش با بیابان ها، و خضر(ع) همراه با دریاهاست و آندو در مراسم حجّ در بیابان و عرفات حاضر می گردند و ...130

 

شناسنامه حضرت اَلیَسَع(ع)

وی یکی از پیامبران بنی اسرائیل بود، که نام مبارکش دوبار، در دو سوره و دو آیه، در قرآن مجید ذکر شده است.131

طبرسی، نَسَب این پیامبر را چنین ضبط نموده: « الیسع بن اخطوب بن العجوز»،132 و بعضی گویند سلسله نسب او به « افرائیم بن یوسف» می رسد.

وی چهار هزار و پانصد و بیست و نه سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد و سرانجام در هفتاد و پنج سالگی وفات یافت،133 مدفن او در دمشق کشور سوریه است.134

گویند او پسر عموی الیاس(ع) بوده است و الیاس(ع) او را به جای خود جانشین ساخت و خلیفه خود قرار داد، ایشان پس از رحلت الیاس(ع) به تبلیغ رسالت الهی پرداخته و به همان شیوه دین و آیین الیاس(ع)، مردم را به خداپرستی دعوت می کرده است و در رمان آن حضرت، رخ دادها و گناهان انجام پذیرفت. قرآن جز در زمره مجموعه پیامبرانی که ایمان به آنان واجب است، درباره زندگی او مطلبی یادآور نشده است.135

 

شناسنامه حضرت یونس(ع)

نام مبارک حضرت یونس(ع) چهار بار در قرآن مجید ذکر شده است،136 به علاوه در چند آیه دیگر، درباره اوصاف و سرگذشت وی بدون ذکر نامش سخن به میا آمده،137 و یک سوره قرآن (سوره دهم) به نام اوست.

حضرت یونس(ع) یکی از پیامبران بنی اسرائیل است،138 که چهار هزار و هفتصد و بیست و هشت سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد.

نام پدرش «متّی» از عالمان و زاهدان وارسته و شاکر بود، به همین جهت خداوند به حضرت داوود(ع) وحی کرد که همسایه تو در بهشت، متّی پدر یونس(ع) است139 و نام مادرش «تنجیس» بود.140

وی از ناحیه پدر از نواده های حضرت هود(ع) و از ناحیه مادر از بنی اسرائیل بود.141 به خاطر اینکه در شکم ماهی قرار گرفت با لقب «ذوالنّون و صاحب الحوت» از او یاد شده.142

ابن بابویه گفته اسن: یونس(ع) برای آن یونس(ع) گفته اند، که چون بر قومش غضب کرد و از میان ایشان بیرون رفت، به پروردگار خود اُنس گرفت، و چون به سوی قوم برگشت مونس ایشان گردید.143

قبر وی هم اکنون در نزدیک کوفه، در کنار شطّ فرات به فاصله یک کیلومتری مسحد کوفه بنام مرقد یونس معروف است.144

 

شناسنامه حضرت زکریّا(ع)

حضرت زکریّا(ع) یکی از پیامبران الهی است،که نام مبارکش هفت بار در کلام الله مجید آمده است،145 وی پنج هزار و پانصد سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد.

نام پدرش «برخیا» است که سلسله نسبش به حضرت داوود(ع) می رسد. او رئیس عُبّاد و علمای بنی اسرائیل بود،146 و مردم را به شریعت حضرت موسی(ع) دعوت می کردف عمر با برکت خویش را در راه دعوت به خداپرستی و خدمت در بیت المقدس سپری نمود.

سرانجام در صد و پانزده سالگی به شهادت رسید،147 و مرقد او در داخل شبستان مسجد جامع الکبیر حلب و در سمت چپ محراب واقع شده است، قبر او داخل ایوانی به وسیله ضریح محصور شده و در آن تابوتی چوبین با پوشش سبز دیده می شود.

ابتدا در این مکان صندوقی بوده و نام زکریّا بر آن ثبت شده، بعدها در این مکان، مقبره مذکور را ساخته اند، که امروز زائرین بی شماری در مسیر زیارت حضرت زینب(س) آن حضرت را نیز در این مکان زیارت می نمایند.148

 

شناسنامه حضرت یحیی(ع)

حضرت یحیی(ع)،149 یکی از پیامبران بنی اسرائیل است، که نام مبارکش پنج بار در قرآن مجید آمده است.150

وی پنج هزار و پانصد و هشتاد و پنج سال بعد از هبوط آدم(ع) متولد شد. نام پدرش «زکریا بن برخیا» و نام مادرش «اَشیاع» از نوادگان حضرت یعقوب(ع) می باشد.151

چنانکه قبلا ذکر شد او در اثر دعای پدرش، که از خدا فرزند خواست، متولد گردید. ولادتش خارق عادت بود، زیرا یحیی(ع) در آن موقع پیر و ناتوان و زنش فرتوت و نازا بود.152

در اینکه چرا یحیی(ع) را بدین نام خوانده اند؟ اختلاف نظر وجود دارد، بعضی می گویند: چون خداوند نازایی مادرش را بوسیله تولد او شفا بخشید او را یحیی نامیدند.

عدّه ای می گویند: خداوند قلب او را به وسیله ایمان زنده کرد و گروهی دیگر معتقدند: چون خداوند قلب او را بوسیله نبوّت زنده و شاداب فرمود.153

یحیی(ع) اولین کسی است که به این اسم نامیده شده و احدی قبل از او، بدین اسم نامیده نشده است.154 سرانجام پس از سی سال زندگانی شهید شد،155 و در مسجد جامع اَموی دمشق دفن شد.156

 

شناسنامه حضرت عیسی(ع)

حضرت عیسی(ع) یکی از پیامبران اواوالعزم و از انبیاء بنی اسرائیل است، که نام مبارکش بیست و پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است.157

عیسی اصل آن «یسوع» است، به معنی نجات دهنده، و مسیح،158 لقب آن حضرت است، که سیزده بار در قرآن آمده و به معنی مبارک می باشد.

وی پنج هزار و پانصد و هشتاد و پنج سال بعد از هبوط آدم(ع) و پانصد (یا پانصد و هفتاد یا ششصد) سال، قبل از ولادت پیامبر اسلام(ص) در سرزمین کوفه در کنار رود فرات به دنیا آمد.159

ولادت او به طور معجزه به اذن خدا، بدون پدر رخ داد، مادرش حضرت مریم(س) دختر عمران(ع) از زنان با فضیلتی است، که نام مبارکش در دوازده دوازده سوره قرآن و در سی و چهار آیه به صراحت ذکر شده.

وی در سی سالگی در بیت المقدّس به پیامبری مبعوث شد و دارای شریعت مستقل و کتابی به نام «انجیل» بود و پیوسته بنی اسرائیل را به سوی خدای یکتا دعوت می نمود و بر اثر شرایط خاص زندگی ناگریز بود، مجرّد زندگی کند، او دارای دوازده نفر یار مخصوص به نام «حواریّون» بود، که همواره او را یاری می کردند و به پیروان او نصاری گویند.160

عیسی(ع) سرانجام پس از سی سه سال زندگانی، یهودیان تصمیم به قتلش گرقتند، اما خداوند او را به آسمان ها بالا برد و روزی در حوالی دمشق فرود خواهد آمد و دجال را بر قتل می رساند.161

 

شناسنامه حضرت محمّد(ص)

پیامبر اسلام حضرت محمّد(ص) برترین پیامران و رسولان و خاتم آنهاست و پس از او پیامبری نخواهد آمد. نام مبارکش چهار بار در قرآن آمده است،162 و نام دیگر آن حضرت، احمد(ص) است که یکبار در قرآن ذکر شده.163

ولی القاب آن حضرت به عنوان (نبیّ، رسول، بشیر، نذیر، خاتم النبیّین، الفاتح، نبیّ الرّحمه، نبیّ التّوبه، نبیّ الملحمه، رسول الله، الماحی، العاقب، المقفی، المصطفی، النبیّ الامّی، طه و یس و ...) ده ها بار در قرآن، خاطر نشان شده است.

وی فرزند «عَبد اللهِ بنِ عَبد المُطَّلب بنِ هاشِم بنِ عَبد مَناف بنِ قُصَیِّ بنِ کلّابِ بنِ مُرَّهِ بنِ کَعب بنِ لُؤَیِّ بنِ غالبِ بنِ فِهرِ بنِ مالکِ بنِ نَضرِ بنِ کِنانهِ بنِ خُزَیمهِ بنِ مُدرِکَهِ بنِ اِلیَأسِ بنِ نَظرِ بنِ نِزارِ بنِ مَعَدّ بنِ عَدنان ...» است.164 که سلسله نسب شریف آن حضرت با سی واسطه به حضرت ابراهیم خلیل(ع) می رسد، و مادرش آمنه دختر وَهَب بن عَبد مَناف بن زُهره بن کِلاب است.

عموم سیره نویسان اتّفاق دارند که تولّد پیامبر گرامی اسلام(ص) در عام الفیل و سال پانصد و هفتاد میلادی و ماه ربیع الاول بوده.

ولی در روز تولد او اختلاف دارند، معروف میان محدّثان شیعه این است که: آن حضرت در هفته ربیع الاول روز جمعه پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود و مشهور میان اهل سنّت این است که ولادت آن حضرت در روز دوشنبه دوازده همان ماه اتّفاق افتاده است.165

آن حضرت دارای همسران متعدّدی بود و اولین و برترین آنها حضرت خدیجه(س) بود که بنابر مشهور از او دارای شش فرزند گردید، فرزندان پیامبر همه در عصر خودش از دنیا رفتند، جز حضرت زهرا(س) که یگانه یادگار پیامبر(ص) بود.

 

شناسنامه حضرت خدیجه(س)

خدیجه(س) دختر «خُوَیلِد بن اَسَد بن عبدالعُزّی بن قُصَیّ» پانزده سال قبل از عام الفیل و شصت و هشت سال قبل از هجرت نبوّی، در شهر مکه دیده به جهان گشود.

مادرش «فاطمه دختر زائد بن اَصَمّ» از بنی معیص بن عامر بن لُؤَیّ بود. پدر و مادر خدیجه(س) با چند واسطه به «لُؤَیّ بن غالب» می رسد، که جدّ اعلای پیامبر خداست و مادرِ مادرِ خدیجه، «هاله» دختر عبد مناف از اجداد پیامبر اسلام(ص) است. بنابراین خدیجه(س) هم از طرف پدر و هم از سوی مادرش با پیامبر اسلام(ص) هم نسب می باشد.

وی نخست به ازدواج ابوهاله تمیمی در آمد، سپس به ازدواج عُتَیِّق در آمد و پس از آن در سن چهل سالگی با رسول خدا(ص) ازدواج کرد و همه فرزندان رسول خدا(ص) جز «ابراهیم» از وی متولّد شدند.166

وی نخستین زنی است که به رسول خدا(ص) ایمان آورد و احدی از مسلمین بر او تقدّم نیافت و آنچه از ثروت و مال داشت، در طَبَق اهلاص گذاشته و برای پیشرفت دین اسلام در اختیار پیغمبر خدا(ص) قرار داد و پس از شصت و پنج سال زندگی با شرافت و فضیلت (که بیست و پنج سال آن با پیامبر(ص) سپری شد)، سرانجام در روز دهم رمضان سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه، فوت کرد و در قبرستان ابوطالب (معلّی) مکّه، به خاک سپرده شد.167

 

شناسنامه امّ جمیل همسر ابولهب

وی دختر حرب بن امیّه بن عبد شمس و همسر ابولهب عموی پیامبر(ص) است، نام اصلی او «عوراء» و کنیه اش امّ جمیل است. سوره مسد درباره او و همسرش ابولهب نازل شده و آیه چهارم همین سوره او را با لقب حمّاله الحطب خطلب می کند. شیخ طریحی گوید: به این جهت او را حمّاله الحطب گویند که او با سخن چینی و به هم زدم جامعه اسلامی مثل هیزم آتش اختلاف را شعله ورتر می ساخت و فتنه ها را به پا می نمود. وی از دشمنان سرسخت پیامبر(ص) و اصحاب آن حضرت بود، او در اثر بغض و کینه به پیامبر اسلام(ص) و آیین پاک او، از بیابان خارهای تیز مغیلان را به دوش می گرفت و به کوچه ها و مسیر راه پیامبر(ص) می ریخت تا هنگام راه رفتن آن حضرت و گروندگان به اسلام پای آنان مجروح گردد، روزی برای حمل خار مغیلان به صحرا رفته بود، او پس از بستن و آماده کردن، آن را روی سنگ بزرگی گذاشت. ناگاه هنگام حمل آن، طناب به گلویش پیچید و در دم خفه شد و در مسیر گناه و آزار مسلمانان به درک واصل شد.168

 

_____________________________________________________________________________________

پی نوشت ها:

1. قاموس قران ج1 ص38 - دائر الفرائد ج1 ص307 سور و آیاتی که نام آدم(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 21، 33، 34، 35، 37 - آل عمران / 33، 59 مائده / 27 اعراف / 11، 19، 26، 27، 31، 35، 172 اسراء / 61، 70 - کهف / 50 - مریم / 58 - طه / 115، 116، 117، 120، 121 یس / 60.

2. علل الشرایع ص14.

3. همان ص5 بحارالانوار ج1 ص 108.

4. کامل الزّیارات ص38 بحارالانوار ج11 ص268. ولی برخی روایات سن او را هزار سال ذکر کرده اند.

5. سعد السّعود ص38. برخی گویند جنازه ادم(ع) را که در سرزمین مکّه دفن کردند، پس از گذشت هزار و پانصد سال، حضرت نوح(ع) هنگام طوفان، جنازه وی را از غار کوه ابوقبیس (کنار کعبه) بیرون آورد و به همراه خود با کشتی به سرزمین نجف اشرف برد و در آنجا به خاک سپرد (تاریخ انبیاء ص125).

6. طبقات ج1 ص39 « اِنّما سُمِّیَت حَوّاءَ لِأَنَّها اُمُّ کُلِّ حَیٍّ؛ حوا را بدین اسم نامید زیرا که او مادر زنده هاست».

7. سوره های بقره / 35 نساء / 1 اعراف / 19 به بعد طه / 117 و...

8. علل الشرایع ص16.

9. بعضی معتقدند او مثل آدم(ع) از خاک آفریده شده و از نظر خلقت با حضرت آدم(ع) تفاوتی ندارد، در این زمینه روایات فراوانی وارد شده از جمله امام باقر(ع) می فرماید: خداوند حوّا(ع) را از باقیمانده طینت آدم(ع) آفریده و این آفرینش در روز جمعه بعد از زوال صورت پذیرفت، با این تفاوت که نخست آدم(ع) آفریده شده و اندکی بعد حوّا(ع) (رک: مجمع البحرین ج1 ص628 بحارالانوار ج11 ص99 التّبیان ج3 ص99 تفسیر عیاشی ج1 ص216).

و جمعی دیگر معتقدند که حوّا(ع) از دنده چپ آدم(ع) خلق شده است و این گروه به ظهور یکی از آیات قرآنی استناد کرده اند، که می گوید: « ما شما را از یک انسان به وجود اورده و از او همسرش را آفریدیم » سوره نساء / 1 و در این زمینه روایاتی آمده که « خداوند متعال، آدم(ع) را از خاک و حوّا(ع) را از آدم آفرید و بدین جهت است که عزم و همبت مردان مصروف آب و گل و همّت زنان متوجّه مردان است. (رک: بحارالانوار ج11 ص156 مفاتیح الغیب ج3 ص191).

10. ریاحین الشریعه ج5 ص110، البته برخی ها مدفن آدم و حوِا(ع) را در مسجد خیف در منا دانسته اند (سفینت البحار ج1 ص15 مجمع البحرین ج1 ص628).

11. قاموس قران ج2 ص338 سور و آیاتی که نام ادریس(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: مریم / 56 انبیاء / 85.

12. اثبات الوصیه ص167.

13. دائر الفرائد ج1 ص305 مجمع البیان ج6 ص802 مروبج الذهب ج1 ص18.

14. همان ج1 ص306.

15. قاموس قرآن ج7 ص18 سور و آیاتی که نام نوح(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: آل عمران / 23 نساء / 163 انعام / 84 اعراف / 59، 69 توبه / 70 یونس / 71 ابراهیم / 9 هود / 25، 32، 36، 42، 45، 46، 48، 89 اسراء / 3، 17 مریم / 76 حج / 42 مؤمنون / 23 فرقان / 37 شعراء / 105، 106، 116 عنکبوت / 14 احزاب / 7 صافات / 79، 75 ص / 11 غافر / 5، 31 شوری / 3 ق / 12 ذاریات / 46 نجم / 52 قمر / 9 حدید / 26 تحریم / 10 نوح / 1، 21، 26.

16. قصص الانبیاء ص143.

17. ریاحین الشریعه ج5 ص283.

18. که بر اثر گریه و نوحه فراوان (پانصد سال گریه) از خوف خدا، نوح(ع) نامیده شد، (حیو القلوب ج1 ص86، علل الشرایع ص28). لفظ نوح(ع) در لغت عرب مصدر و صدا را به گریه بلند کردن است و اصل آن اجتماع زنان و روبرو نشتن آنها در نوحه گری است (قاموس قرآن ج7 ص126).

19. رک: امالی ص306 حیو القلوب ج1 ص87 عیون اخبارالرضا ج2 ص60 بحارالانوار ج11 ص285 خصال ج1 ص335 اثبات الوصیه ص17 البته در بیان طول عمر حضرت نوح(ع) اقوالی ذکر شده است مانند (هزار و چهار صد و پنجاه هزار و چهار صد و هفتاد هزار و سیصد دو هزار و چهار صد و پنجاه سال)، اما اکثر اخبار مورد اعتماد عمر او را دو هزار و پانصد سال ذکر کرده اند و از این رو به او « شیخ الانبیاء» می گفتند و نیز درباره اینکه بعد از طوفان چند سال زنده بوده، میان مفسران اختلاف است، بنابر روایتی پانصد سال و یا شصت سال و یا پنجاه سال عمر کرد.

20. نوح چهار فرزند داشت، بنام های «حام، سام، یافث و کنعان» مورخان معتقدند که تمام نژادهای امروز کره زمین به آن سه فرزند اولی بر می گردد، گروهی نژاد حامی هستند که در منطقه آفریقا ساکن هستند و گروه دیگری از نژاد سامی هستند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند و نژاد یافث را ساکنان چین می دانند. اما کنعان در اثر مخالفت با پدر و همنشینی با بدان و سوار نشدن در کشتی نجات، همچون سایر کفار در طوفان غرق شد. تفسیر نمونه ج25 ص92 در المنثور ج6 ص245 ریاحین الشریعه ج5 ص282.

21. کمال الدین ص134 بحارالانوار ج11 ص288.

22. حیو القلوب ج1 ص99. برای تحقیق بیشتر در این باره کتاب سفرنامه کربلا به قلم نگارنده را ملاحظه فرمائید.

23. حیو القلوب ج1 ص99.

24. بحارالانوار ج12 ص146 مجمع البیان ج10 ص319.

25. قاموس قرآن ج7 ص168. سور و آیاتی که نام هود(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: اعراف / 65 شعراء / 124 هود / 50، 53، 58، 89.

26. قصص قرآن ج7 ص417 ولی بعضی ریاح بن جلوث یا حلوت گفته اند (حیو القلوب ج1 ص99 قصص الانبیاء ص161).

27. تاریخ بلعمی ص143.

28. حبیب السیر ص32.

29. تفسیر المیزان ج10 ص207. « اولین پیامبر حضرت نوح(ع) بود».

30. حیو القلوب ج1 ص100.

31. حیر القلوب ج1 ص104. و جمعی معتقدند در نجف اشرف می باشد. در روایتی وارد شده که حضرت علی(ع) بعد از ضربت خوردن فرمود: مرا در کنار قبر برادرانم هود و صالح(ع) دفن کنید. (تهذیب الاحکام ج6 ص33) و الآن در بخش آغازین گورستان وادی السّلام نجف اشرف، آرامگاهی دیده می شود که معروف به آرامگاه هود و صالح(ع) است، (کتاب سفرنامه به قلم نگارنده را ملاحظه فرمائید).*

* مرحوم مجلسی می فرماید: بعید نیست جسد هود(ع) بعد از دفن، مانند حضرت آدم(ع) به نجف انتقال داده شده باشد.

32. قاموس قران ج4 ص144 سور و آیاتی که نام مبارک صالح(ع) در انها ذکر شده است عبارتند از: اعراف / 73، 75، 77 هود / 61، 62، 89 شعرا / 142.

33. بحارالانوار ج11 ص377 - حیو القلوب ج1 ص110.

34. روضه کافی ص161 تفسیر عیاشی ج2 ص20 تفسیر نورالثقلین ج2 ص47.

35. در بخش آغازین گورستان وادی السلام بنا به روایتی حضرت هود و صالح(ع) مدفونند (کتاب سفرنامه کربلا به قلم نگارنده را ملاحظه فرمائید.) و روایت شده که حضرت علی در بستر شهادت به امام حسین(ع) وصیت فرمودند: وقتی که از دنیا رفتم، مرا در کنار قبر برادرانم هود و صالح(ع) بخاک بسپارید (تهذیب الاحکام ج6 ص33).

36. بحارالانوار ج11 ص379.

37. قاموس قرآن ج1 ص4، سور و آیاتی که نام ابراهیم(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 124، 125، 126، 127، 130، 132، 133، 135، 136، 140، 258، 260 آل عمران/ 33، 35، 67، 68، 84، 95، 97 نساء/ 54، 125، 163 انعام / 74، 75، 83، 151 توبه / 70، 114 هود / 69، 74، 75، 76 یوسف / 6، 38 ابراهیم 36 حجر / 51 نحل / 120، 123 مری / 41، 46، 58 انبیاء / 51، 60، 62، 69 حج / 26، 43، 78 شعراء / 69 عنکبوت / 16، 31 احزاب / 7 صافات / 83، 104، 109 ص / 45  شوری / 13 زخرف / 26 ذاریات / 24 نجم / 37 حدید / 26 ممتحنه / 4 اعلی / 19.

38. دائر الفرائد ج1 ص8.

39. قاموس قرآن ج1 ص70.

40. تفسیر نمونه ج5 ص303. بحار ج12 ص49.

41. ریاحین الشریعه ج5 ص146.

42. روضه کافی ج8 ص370.

43. خصال ج2 ص252. پیامبر(ص)، فرمودند: « خداوند بیست صحیفه بر ابراهیم(ع) فرو فرستاد، که سراسر پوشیده از امثال و حکم است». سوره های نجم / 36، 37 اعلی / 18، 19.

44. بحار ج 12ص45.

45. قاموس قرآن ج1 ص4. یاقوت حموی سرزمین بابل را بین دجله و فرات واقع در کشور عراق کنونی توسیف می کنند.

46. قصص قرآن ص309.

47. سیمای زنان در اسلام ص63 ولی برخی معتقدند که لوط برادرزاده حضرت ابراهیم(ع) است، نه پسر خاله اش(قصص قرآن ص74 - دائرﺓ الفرائد ص18).

48. ریاحین الشریعه ج5 ص116 روضه کافی ج8 ص370.

49. رک: تاریخ طبری ج3 ص218 سیمای زنان در اسلام ص64.

50. نام ابراهیم(ع) در بیست و پنج سوره و شصت و نه آیه، نام اسحاق(ع) در دوازده سوره و هفده آیه نام اسمائیل(ع) در هشت سوره و دوازده آیه آمده است.

51. بحارالانوار ج12 ص106 طبقات ج1ص51 اعلام قرآن ص131.

52. سور و آیاتی که نام اسمائیل(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 125، 127، 133، 136، 140 آل عمران / 84 نساء / 162 انعام / 86 ابراهیم / 39 مریم / 54 انبیاء / 85 ص / 48.

53. قصص الانبیاء ص220.

54. دائرﺓ الفرائد ج1 ص430.

55. قصه های قرآن ص142.

56. قصص قرآن ص315.

57. دائرالفرائد ج1 ص440.

58. سور و آیاتی که نام اسحاق(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 133، 136، 140 آل عمران / 84 - نساء / 163 انعام / 86 ابراهیم / 39 مریم / 54 انبیاء / 85 ص / 48.

59. دائرالفرائد ج 1ص405 قصص قرآن ص313 قاموس قرآن ج3 ص240.

60. سوره کهف / 83، 86.

61. همان / 83، 98.

62. تفسیر نمونه ج12 ص544 - حیو القلوب ج1 ص157.

63. رک: مفاتیح الغیب ج5 ص750 المیزان ج13 ص414 تاریخ کامل ج1 ص278 تفسیر نمونه ج12 ص542 قصص قرآن ص359.

64. تفسی قمی ج2 ص41 خصال ج2 ص248 - حیو القلوب ج1 ص157.

65. طبق این نظریه، سدّی را که ذوالقرنین ساخته، همان سدّ معروف « مَأرِب» است.

66. این نظریه را دانشمندان معروف اسلامی ابوالکلام آزاد که روزی وزیر فرهنگ کشور هند بوده، در کتاب محققانه ای در این زمینه نگاشته است ابراز کرده، اکنون کتاب بنام « ذوالقرنین یا کورش کبیر» به فارسی ترجمه شده است.

67. تفسیر نمونه ج12 ص543 قصص قرآن ص359 علاّمه طباطبایی می گوید: این نظریه از بعضی جهات خالی از اشکال نیست، ولی از همه نظریه ها به قرآن منطبق تر است « المیزان ج13 ص426).

68. در سوره کهف آیه 84 خداوند می گوید: « ما به او در روی زمین قدرت و حکومت دادیم و اسباب هر چیز را در اختیارش نهادیم». از این آیه استفاده می شود که تمکین کامل در دین از آن پیامبران است و خداوند به ذوالقرنین نبوّت را که سببی از اسباب است، نیز عنایت فرمود. و همچنین در آیه 86 می فرماید: « ما گفتیم ای ذوالقرنین! آیا می خواهی مجازات کنی و یا پاداش نیکویی درباره آنان انتخاب نمایی؟» در اینجا آیه حالت خطاب دارد و کسی را که خداوند با او تکلم نماید، حتماً در زنره پیامبران است. (قصص الانبیاء ص267 - حیوﺓ القلوب ج1 ص64).

69. تفسیر نورالثقلین ج3 ص294.

70. قاموس قران ج6 ص215 سور و آیاتی که نام لوط(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: انعام / 86 اعراف / 80 هود / 70، 74، 77، 82، 89 حجر / 57، 58 انبیاء / 71، 74 حج / 43 شعراء / 16، 161، 167 نمل / 54، 56 عنکبوت / 26، 28، 32، 33 صافات / 132 ص / 13 ق / 12 قمر / 32، 34 تحریم / 10.

71. دائرﺓ الفرائد ص18 قصص قرآن ص74 ریاحین الشریعه ج5 ص190 ولی بعضی گویند لوط(ع) پسر خاله ابراهیم(ع) و برادر ساره همسر ابراهیم(ع) بوده است. (ریاحین الشریعه ج5 ص116 روضه کافی ج8 ص370 - حیرﺓ القلوب ج1 ص149).

72. سفینت البحار ج2 ص516.

73. دائرﺓ المعارف اسلامی ص231.

74. بحارالانوار ج12 ص158.

75. ریاحین الشریعه ج5 ص283 به بعد.

76. سور و آیاتی که نام یعقوب(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 132، 133، 136، 140 آل عمران / 84 نساء / 162 انعام / 84 انبیاء / 72 عنکبوت / 27 هود / 71 یوسف / 6، 38، 68 ص / 45 مریم / 6، 49.

77. کلمه « اسرائیل» چهل و سه بار در قرآن مجید ذکر شده، که چهل و یک بار ان به لفظ بنی اسرائیل می باشد این کلمه ترکیب شده از « اسراء» که در زبان سریانی به معنای عبد و « ایل» که به معنای الله است یعنی « عبدالله». و یعقوب را بدان جهت اسرائیل نامیدند، چون در زمره خادمین بیت المقدّس بود و اولین کسی بود که داخل بیت می شد و آخرین کسی بود که از آن خارج می گشت و بعضی گفته اند: یعقوب و عیصو دوقلو بودند چون بعد از برادرش عیص به دنیا امد او را اینگونه نامیدند (علل الشرایع ص43). و برخی دیگر گویند اسرائیل یعنی خالص و برگزیده، چون یعقوب خالص از برای خدا، یا برگزیده خدا بود به این اسم نامیدند.

78. پسرانش عبارتند از: « روبیل، شمعون، لاوی، یهودا، ایسلخر، زابلیون، یوسف، بنیامین، دان، نفتالی، جاد، آشیر» که همه اینها در شهر « فدان آرام» واقع در مرز سوریه و عراق متولد شدند، جز بنیامین که در شهر کنعان متولد شد. و شش نفر اول مادرشان « لیّا» است و دو نفر بعد مادرشان « راحیل یا راحله» است و دان و نفتالی از « بُلهه» کنیز « راحیل» به دنیا آمدند و دو نفر آخر هم مادرشان « زُلفه» کنیز «لیّا» است. (قصص قرآن ص85).

79. حاران یا فرّان آرام از شهرهای بابل در سرزمین عراق.

80. بنابراین او صد و چهل و هفت سال عمر کرده است. دائرﺓ المعارف اسلامی ص284.

81. در نزدیک مکفیلیه محل دفن ابراهیم، ساره، رفقه و اسحاق(ع).

82. رک: قاموس قران ج1 ص82 قصص قرآن ص81، 85، 418 تاریخ انبیاء عمادزاده ص369.

83. قاموس قران ج7 ص264 سور و آیاتی که نام یوسف(ع) در انها ذکر شده است عبارتند از: یوسف / 4، 7، 11، 17، 21، 29، 46، 51، 56، 61، 66، 72، 73، 74، 85، 78، 89، 94، 99 انعام / 84 غافر / 43.

84. « راحیل» یکی از بهترین زنان یعقوب(ع) بود، که دارای دو پسر بنام  یوسف و بنیامین و دختری بنام «دنیام شد. در قران حداقل در دو مورد در سوره یوسف / 99 و 100 به مادر مکرّمه یوسف(ع) اشاره شده است و طبق مضمون این آیات، یوسف در دوران حکومتشف پدر و مادر خویش را پناه داد و به عنوان احترام و گرامی داشتن مَقدَم پدر و مادرف آنان را در کُرسی و تخت مخصوصی نشانده است. ولی طبق روایتی «راحیل» هنگام متولبد شدن «بنیامین» در حال نفاس از دنیا رفت و او را در بیت لحم به خاک سپردند و فوت او سه هزار و پانصد و پنجاه و هشت سال بعد از هبوط ادم(ع) بود (ریاحین الشریعه ج5 ص147).

85. تفسیر نور الثقلین ج2 ص410 تفسیر قمی ج1 ص339 قصص قران ص85.

86. بنابر روایتی او را در میان رود نیل دفن کردند.

87. رک: قصص قران ص419 مجمع البیان ج5 ص262 به بعد بحارالانوار ج13 ص127 علل الشرایع ص107.

88. یوسف نُه ساله بود که خواب معروف را دید، در حالی که ده سال داشت برادران او را در چاه افکندند، سرانجام پس از گذشت سه روز و سه شب از چاه نجات یافت و چند سالی در منزل عزیز مصر بود و هفت سال زندانی شد و در سن هشتاد و هفت سالگی پدر را ملاقات کرد و سرانجام پس از بیست و سه سال بعد از مرگ پدر، مرگ خودش فرا رسید و در سن صد و ده سالگی فوت کرد.

89. رک: سفینت البحار ج1 ص554 بحارالانوار ج12 حالات یوسف و زلیخا ریاحین الشریعه ج5 ص156 به بعد.

90. قاموس قرآن ج1 ص146 - دائرﺓ الفرائد ج2 ص470 سور و آیاتی که نام ایّوب(ع) در آنها ذکر شده عبارنتد از: نساء / 186 انعام / 84 انبیاء / 83 ص / 41.

91. معانی الاخبار ص50.

92. مجمع البیان ج4 ص330 قصص الانبیاء ص328 بحار ج12 ص352 مع الانبیاء فی القرآن ص264.

93. قصص الانبیاء ص328 - دائر الفرائد ج2 ص472 قصص قرآن ص324.

94. قصص قرآن همان و برخی گویند در سن 140 سالگی فوت کرد و در بلاد حُوران مدفون است (جنّات الخلود ص11 ناسخ التواریخ ج2 ص179). البته این حقیر در سفری که به عراق داشتم، آرامگاهی در چهار فرسخی جنوب شهر حلّه به سمت کوفه، در منطقه ای به نام « الرارنجیه» مشاهده کردم که منسوب به قبر حضرت ایوب پیامبر(ع) است.

95. رک: ریاحین الشریعه ج5 ص179 و بنا به نقل بعضی تاریخ ها «لّیا» و یا «رُحمه» می باشد. (مع الانبیاء فی قرآن ص264 تفسیر نمونه ج19 ص229 بحارالانوار ج12 ص339 به بعد).

96. سوره ص / 44.

97. ریاحین الشریعه ج5 ص179.

98. بحارالانوار ج12 ص347.

99. امام صادق(ع) می فرماید: از میان پیامبران الهی چند نفر اصالتاً عرب بوده اند که عبارتند از: هود، صالح، شعیب، اسماعیل و محمد(ص). (بحارالانوار ج12 ص385).

100. قاموس قرآن ج4 ص41 سور و آیاتی که نام شعیب(ع) در انها ذکر شده است عبارتند از: اعراف / 85، 88، 90، 92 هود / 84، 87، 90، 95 شعراء / 177 عنکبوت / 76.

101. بحارالانوار ج12 ص375 - حیوﺓ القلوب ج1 ص208. ولی در ترجمه تاریخ طبری ص244 (صیفون بن عنقاء بن ثابت) آمده است.

102. سفینت البحار، ماده شعیب.

103. حیوﺓ القلوب ج1 ص209 بحارالانوار ج12 ص382.

104. بحارالانوار ج12 ص386 منتخب التواریخ ص46.

105. سور و آیاتی که نام موسی(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 51، 53، 55، 60، 61، 67، 87، 92، 108، 136، 246، 248 آل عمران / 84 نساء / 152، 153، 163 مائده / 22، 24، 27 انعام / 84، 91، 154 اعراف / 102، 103، 114، 116، 121، 126، 127، 130، 133، 137، 141، 142، 143، 147، 149، 153، 154، 158، 159 یونس / 75، 77، 80، 81، 83، 84، 87، 8 هود / 17، 97، 111 ابراهیم / 5، 6، 8 اسراء / 2، 101، 102 کهف / 61، 67 مریم / 51 طه / 5، 6، 9، 11، 19، 36، 40، 49، 57، 61، 67، 70، 77، 83، 86، 88، 91 انبیاء / 48 حج / 44 مؤمنون / 45، 50 فرقان / 35 شعراء / 3، 5، 10، 43، 45، 62، 64، 66 نمل / 7، 9، 10 قصص / 3، 7، 10، 15، 18، 19، 20، 29، 30، 31، 36، 37، 38، 43، 44، 48، 76 عنکبوت / 39 الم سجده / 23 احزاب / 7، 69 صافات / 102، 114 غافر / 3، 5، 23، 26، 27، 37 حم سجده / 45 شوری / 13 زخرف / 46 احقاف / 12، 30 ذاریات / 38 نجم / 36 صف / 5 نازعات / 15 اعلی /  19.

106. پادشاه زمان موسی(ع) مردم مصر را به دو طبقه مستضعف و مستکبر (بردگان و اشرافیان) بنام سِبطِیان و قِبطِیان تقسیم کرده بود. قِبطِیان همان فرعونیان بودند که در اطراف فرعون به هوسبازی و عیش و نوش و ظلم و ستم سرگرم بودند و همه اختیارات کشور به دست آنها بود. ولی برعکس، سِبطِیان طبقه پایین اجتماع و ستمدیدگان مستضعف بودند، موسی(ع) و بنی اسرائیل از سِبطِیان بودند. (اقتباس از سوره قصص / 3، 5 و بحارالانوار ج13 ص51).

107. همان صندوقی که مادر موسی(ع) وی را در آن قرار داده و به رود نیل سپرد (قاموس قرآن ج6 ص304).

108. بعضی گویند یصهر بن یافث.

109. پیرامون نام مادر موسی(ع) اختلاف نظر وجود دارد: نام های « نخیب، افاحیه و یوخابید» برای او ذکر کرده اند، بهر حال از بانوان مجلّله محترمه است، که در چند سوره قرآن به او اشاره شده و او را مورد الطاف خفیّه خدا و قلب وی را منبع وحی و الهام معرفی می کند، از جمله در سوره های قصص / 7، 10، 13 و طه / 38، 40.

110. ولی بعضی مدت عمر او را صد و بیست و شش سال دانسته اند و سرانجام در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان از دنیا رفت. (حیو القلوب ج1 ص302).

111. قصص قرآن ص411 بحارالانوار ج13 ص366. به روایتی در شش فرسنگی بیت المقدس مدفون است. (منتخب التواریخ ص340.

112. رک: حیوالقلوب ج1 ص211 ریاحین الشریعه ج5 ص121 به بعد مجمع البیان ج4 ص330 و ج5 ص405 بحارالانوار ج13 ص6 تفسیر قمی ج2 ص270.

113. سور و آیاتی که نام داوود(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 251 نساء / 163 مائده / 78 انعام / 84 اسراء / 55 انبیاء / 78، 79 نمل / 15، 16 سبا / 10، 12 ص / 20، 22، 24، 26.

114. تاریخ کامل ج1 ص223 تاریخ طبری ص390.

115. معانی الاخبار ص.

116. کافی ج3 ص112.

117. قصص الانبیاء ص487 بحارالانوار ج14 ص14 - حیو القلوب ج1 ص335.

118. امام صادق(ع) می فرماید: داوود(ع) در روز شنبه به مرگ ناگهانی از دنیا رفت و پرندگان بسیاری با بالهای خویش بر جنازه او سایه افکندند. (کنز الفرائد ص180).

119. قصص الانبیاء ص486 تاریخ کامل ج1 ص76، 78.

120. روایت  شده  که چهار نفر بر سراسر زمین حگومت و فرمانروایی کردند که دو نفر از آنها مؤمن بودند (سلیمان و ذوالقرنین(ع))  و دو نفر کافر (بخت النصر و نمرود) بودند (سفینة البحار ج1 ص60).

121. قاموس قرآن ج3 ص306 سور و آیاتی که نام سلیمان(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: سبأ / 12 ص / 30، 34 بقره  / 102 نسأ / 167 انعام / 84 انبیاء / 78، 79، 81 نمل / 15، 16، 17، 18، 20، 36، 44.

122. وی از جمله زنانی است، که نام او در قرآن به نیکی یاد شده است. از زبان فرزندش سلیمان(ع) آمده است: «پروردگارا! شکر نعمت هایی را که بر من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای به من الهام فرما». از این آیه استفاده می شود، که مادر سلیمان(ع) همچون پدرش داوود(ع) و خود وی، مورد الطاف الهی بوده و شکر به سزای را لازم داشته، که سلیمان پیامبر(ع) خواهام الهام الهی برای ادای آن بوده است. (سوره نمل / 19 ریاحین الشریعه ج1 ص203).

123. بحارالانوار ج14 ص73 - حیو القلوب ج1 ص353 و 371 ولی طبق برخی روایات حضرت سلیمان(ع) هفتصد و دوازده سال عمر نموده است (بحارالانوار ج14 ص140 - حیو القلوب ج1 ص371).

124. کمال الدین ص156.

125. همان مدارک سابق و اقتباس از سوره سبأ / 14.

126. قاموس قرآن ج1 ص107، دائر الفرائد ج2 ص74 سور و آیاتی که نام الیاس(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: صافات / 123، 130 انعام / 85.

« درباره کلمه الیاسین اختلاف است: بعضی گویند جمع الیاس است که عبارت از خود او و پیروان و امّت اویند، که به وی ایمان آورده اند. چنانکه کلمه ای که به چیزی نسبت داده شود، در زبان عربی به همان لفظ جمع بسته می شود و اینگونه جمع در زبان عربی معمول و مورد استعمال است، چنانکه به قبیله بنی المسمع، المسامعه گویند. بنابراین الیاسین به کسانی گفته می شود که پیرو و تابع الیاس باشند».

127. قصص قرآن یا داستان های شگفت انگیز ص539.

128. مجمع البیان ج8 ص457.

129. بحارالانوار ج13 ص402.

130. مجمع البیان ج8 ص713.

131. سُوَر و آیاتی که نام اَلیَسَع(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: ص/ 48 انعام / 86.

132. دائر الفرائد ج2 ص80.

133. حبیب السِّیَر ج1 ص109 به بعد.

134. ناسخ التواریخ ج2 ص362.

135. سوره ص / 48 انعام / 86.

136. قاموس قرآن ج7 ص275 سور و آیاتی که نام یونس(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: نساء / 163 انعام / 86 یونس / 98 صافات / 139.

137. سوره های انبیاء / 87 قلم / 48 صافات / 142.

138. دائرالمعارف ج10 ص1055 (ماده یونس).

139. ارشاد القلوب ج1 ص312 - حیو القلوب ج1 ص465 تنبیه الخواطر ج1 ص18.

140. قصص قرآن یا تاریخ انبیاء سلف ج3 ص397.

141. تاریخ انبیاء ص686 و بعضی ار نوادگان حضرت ابراهیم(ع) دانسته اند. (تفسیر آلوسی ج7 ص184).

142. قاموس قرآن ج7 ص275 - دائر المعارف قرآن کریم ص672.

143. حیو القلوب ج1 ص459.

144. قصّه های قرآن ص354. ولی برخی گویند این مکان به غلط در میان مردم به آرامگاه حضرت یونس(ع) شهرت یافته، بلکه آرامگاه او در شهر موصل بر بلندای تپه ای قرار دارد و دارای گنبد و صحن و سراست. (اماکن زیارتی و سیاحتی عراق ص41).

145. قاموس قرآن ج3 ص164 سور و آیاتی که نام زکریّا(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: آل عمران / 37،38 انعام / 85 مریم / 2، 7 انبیاء / 89.

146. تفسیر نورالثقلین ج3 ص322 تاریخ یعقوبی ص83.

147. قصص الانبیاء ص187.

148. تاریخ و اماکن زیارتی سوریه ص264 گرچه بعضی گویند در بیت المقدس مدفون است (قصص قرآن یا تاریخ انبیاء ج2 ص297).

149. واژه «یحیی» از ماده حیات به معنی «زنده می ماند» است، که به عنوان اسم برای این پیامبر بزرگ انتخاب شده و منظور از زندگی، هم زندگی مادی و هم معنوی در پرتو ایمان و مقام نبوّت و ارتباط با خداست (تفسیر نمونه ج2 ص303).

150. قاموس قرآن ج2 ص195 سور و آیاتی که نام یحیی(ع) در آنها ذکر شده عبارتند از: آل عمران / 39 انعام / 85 مریم / 6، 11 انبیاء / 90.

151. ریاحین الشریعه ج2 ص275 تفسیر نمونه ج13 ص14.

152. سوره های آل عمران / 40 مریم / 5، 8.

153. مجمع البیان ج3 ص72.

154. سوره مریم / 7 مجمع البیان ج3 ص73 بحارالانوار ج14 ص182.

155. تاریخ انبیاء ص871.

156. قصص قرآن یا تاریخ انبیاء ج2 ص288.

157. قاموس قرآن ج5 ص71 و 82 سور و آیاتی که نام عیسی(ع) یا مسیح یا ابن مریم(ع) در آنها ذکر شده است عبارتند از: بقره / 87، 136، 253 ال عمران / 45، 52، 55، 59، 84 نساء / 157، 163، 171، 172 مائده / 17، 46، 72، 75، 78، 110، 112، 114، 116 انعام / 75 توبه / 30، 31 مریم / 34 مؤمنون / 50 احزاب / 7 شوری / 13 زخرف / 57، 63 حدید / 27 صف / 6، 14.

158. در اینکه چرا به حضرت عیسی(ع)، مسیح (مسح کننده یا مسح شده) می گفتند، چند وجه ذکر کرده اند که عبارتند از:

الف) بخاطر میمنت وجود و برکتی که در وی بود.

ب) چون او با مسح و طهارت و پاکی ها خود را از گناه مصون داشت.

پ) او هیچ بیماری را مسح نمی کرد مگر آنکه بزودی خوب می شد.

ت) جبرئیل هنگام ولادت با بالهایش او را مسح نمود تا از شرّ شیطان در امان باشد.

(حیو القلوب ج1 ص393 مجمع البیان ج3 ص81).

159. بحارالانوار ج14 ص214 حیوالقلوب ج1 ص396 احتجاب ص325 ولی برخی گویند حضرت عیسی(ع) در شهر ناصره یا بیت المقدس و یا بیت لحم در عصر سلطنت فرهاد پنجم یکی از شاهان اشکانی متولد شد (قصه های قرآن 423 قاموی قرآن ج7 ص74 - حیوالقلوب ج1 ص397).

160. این لفط چهارده بار در قرآن آمده، و واحد آن نصرانی می باشد که یکبار در قرآن ذکر شده است، در علت این تسمیه چند قول است: قویتر از همه، قول ابن عبّاس می باشد که: ناصره شهری است در منطقه فلسطین، چون زمان کودکی و طفولیّت مسیح(ع) در آنجا سپری گشته، لذا به آن حضرت عیسا ناصری می گفتند، در نتیجه پیروان آن حضرت را نصرانی و نصاری گفتند (قاموس قرآن ج7 ص74).

161. تفسیر قمی ج2 ص270.

162. سوره های آل عمران / 138 محمّد / 2 فتح / 29 احزاب / 40.

163. سوره صف / 6.

164. تاریخ پیامبر اسلام ص48، روایت شده که پیامبر(ص) فرمود: هرگاه نسب من به عدنان رسید از ذکر اجداد جلوتر خوداری کنید، چرا که نسب شناسان دروغ گفته اند. (بحارالانوار ج15 ص105 جامع الصغیر ج2 ص90).

165. رک: اصول کافی ج1 ص439 مروّج الذهب ج2 ص280 فروغ ابدیت ج1 ص151 بحارالانوار ج15 ص250.

166. خدیجه(س) برای رسول خدا(ص) شش فرزند آورد، دو پسر بنام های قاسم، و عبدالله، که به آنها طاهر و طیّب می گفتند و چهارتای آنها دختر بود، به نام های «رقیّه، زینب، اُم کلثوم، فاطمه» (تاریخ پیامبر اسلام ص69 یحارالانوار ج22 ص151 اعلام النساء ج1 ص435).

167. رک: ریاحین الشریعه ج2 ص202 سفینه البحار ج1 ص379 اعلام النساء ج1 ص331 طبقات ج8 ص14.

168. رک: تفسیر نمونه ج27 ص420 مجمع البحرین ج1 ص575 سفینه البحار ج1 ص181 شرح نهج البلاغه ج11 ص250.

 

---------------------------------------------------

منبع: مجموعه کامل قصه های قرآن از آدم تا خاتم(ص) و زنان مشهور

تألیف: محمد جواد مهری کرمانشاهی

ناشر: انتشارات آیین دانش / 7-6616126