قرآن مجید درباره شهادت یحیی(ع) چیزی نگفته است، ولی روایات مختلفی در این زمینه وارد شده.(1)

از جمله نوشته اند: هیرودیس حاکم و پادشاه فلستین (بیت المقدس) عاشق «هیرودیا» دختر برادرش شد،(2) و تصمیم گرفت با وی ازدواج کند. اقوام و خویشاوندان او به این کار راضی بودند.

این خبر به یحیی(ع) رسید، وی اعلام کرد که: «این کار حرام و باطل و برخلاف دستور تورات است.» و شروع به مبارزه کرد. فتوای او دهان به دهان به همه رسید، هیرودیا پس از شنیدن این مطلب، طوری دل هیرودیس را ربود که وادار به قتل یحیی(ع) کرد، به دستور شاه حضرت یحیی(ع) را سر بریدند و سرش را پیش «هیرودیس» و معشوقه اش «هیرودیا» آوردند.(3)

وقتی که سر مقدس یحیی(ع) را از بدن جدا نمودند، قطره ای از خونش به زمین ریخت و هر چه خاک بر روی آن ریختند، خون در حال جوشش از میان خاک بیرون می آمد و تلّی از خاک به وجود می آمد، ولی خون از جوشش نیفتاد و تلّی سرخ دیده می شد.

طولی نکشید که «بخت النّصر»(4) قیام کرد و بر بنی اسرائیل مسلط شد از سبب جوشیدن خون پرسید؟

هیچ کس ندانست، گفتند: مرد پیری هست او می داند. چون او را طلبید و از او پرسید، او از پدر و جد خود قصه حضرت یحیی(ع) را نقل کرد و گفت: مدتی قبل، پادشاه این منطقه حضرت یحیی(ع) را کشت و سرش را از بدن جدا کرد، خون او به زمین چکیده و همچنان آن خون می جوشد.

بخت النّصر گفت: آنقدر از مردم اینجا بکشم که خون از جوشیدن باز ایستد.

دستور داد هفتاد هزار نفر را بر روی آن خون کشتند، تا خون از جوشیدن ایستاد.(5)

 

پی نوشت:

1.       حیوة القلوب ج 1 ص 386 – بحار الانوار ج 14 ص 181.

2.       نام برادرش فیلبوس بود که دختری بنام «هیرودیا» داشت، پس از آنکه فیلبوس از دنیا رفت، هیرودیس با همسر برادرش ازدواج کرد، سپس عاشق هیرودیا دختر برادرش نیز شد (قصّه های قرآن ص 416).

3.       قاموس قرآن ج 2 ص 216 – تفسیر نمونه ج 13 ص 30.

4.       او یکی از یاغیان آن عصر بود، با اراذل و اوباش که همراه او بودند شورش کرد و شام و منطقه بیت المقدس و فلسطین را تصرف کرد و ظلم زیادی نمود و سرانجام به دست یک غلام ایرانی به درک واصل شد و مردم از شرّش نجات یافتند.

5.       حیوة القلوب ج 1 ص 386 – بحارالانوار ج 14 ص 182.

 

 

 

بر گرفته از کتاب: مجموعه کامل قصه های قرآنی

مؤلف: محمدجواد مهری کرمانشاهی

ناشر: انتشارات آیین دانش /7-6616126