امام مهدی(عج) در دوران غیبت کبری توجه و عنایت خاصی به شیعیان خود دارند و در همه ی حالات پیش آمده به یاری آنها شتافته اند.

برای اثبات این ادعا فقط و فقط می توان به بعضی از احادیث و مصادیق آنها مراجعه کرد.

 

نظارت بر جامعه شیعه

حضرت  در زمان غیبت بر شرایط و اتفاقات درون جامعه شیعه و نظارت و آگاهی کامل دارند و کسانی که توفیق زیارت جمال ایشان را داشته اند، این مطلب را از زبان خود حضرت شنیده اند:

در زمان جنگ جهانی اول بود که مردم از شرایط به وجود آمده بسیار در عذاب بودند، شبی آیت الله نائینی به امام زمان متوسل می شود. در خواب دیواری به شکل نقشه ی ایران دیدم که شکست برداشته، خم شده و در حال افتادن است، زیر دیوار یک عده زن و بچه نشسته بودند و دیوار داشت روی سر آنها خراب می شد. فریاد زدم: «خدایا این وضع به کجا خواهد انجامید؟» در همین حال دیدم که حضرت ولی عصر(عج) آمدند و انگشت مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند کردند، دو مرتبه سرجایش قرار دادند و فرمودند: «اینجا شیعه خانۀ ماست، خم می شود، شکست بر می دارد اما نمی افتد.»(1)

 

دعا برای شیعیان

امام معصوم در هر زمان مستجاب الدعوه است، امام موعود(عج) نیز از این قاعده مستثنی نیستند و همیشه برای پیروان خود دعا می کنند. سید بن طاووس می گوید، شبی در سرداب مطهر نشسته بودم، می شنیدم که حضرت در حق شیعیان خود دعا می کنند: «خدایا! به حق آن که در خشکی و دریا تو را می خواند، بر فقرای مومنین به غنا و ثروت، بر بیماران به شفا و سلامتی، و بر زندگانشان به لطف و کرم، بر امواتشان به مغفرت و رحمت، به مسافران و غریبانشان به بازگشت به وطن هایشان تفضل فرما.»(2)

از مزایا و برکات وجود مبارک حضرت مهدی(عج) روی زمین، برای ما، دفع بلا از شیعیان است. ایشان فرمودند: من آخرین وصی ام و خداوند به واسطۀ من بلا را از خاندان و شیعیان من دور می سازد.

 

عیادت از بیماران

یکی از خلقیات حضرت رسول(ص)، عیادت از مریض بود. فرزند ایشان که زنده کننده سیره و سنت جد بزرگوار خود هستند، به پیروی از ایشان به دیدن بیماران در بستر می روند. شخصی تعریف کرده است که "در بازگشت از مشهد مقدس، در خاتون آباد بیمار شدم. احساس کردم شخصی به عیادتم آمد، مدتی با من صحبت کرد، به من وعده ی شفا داد و رفت. پس از رفتنش سراغش را از اطرافیان گرفتم، آن ها گفتند کسی اینجا نیامده. باز صدای غریبی شنیدم: مگر لیلة الشمسیة وعده ی ملاقات ما نبود؟ امشب، همان شب است."(3)

 

شرکت در مراسم تشییع جنازه

تا به حال شنیده اید که امام زمان برای تشییع جنازه ی کسی برود؟

سید باقر مجتهد سیستانی برای آنکه به محضر امام زمان شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه، هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز کرد. ایشان می گفت:

«در یکی از جمعه های آخر، شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک به مسجدی که در آن بودم، می تابید. حال عجیبی به من دست داد. از جا برخاستم و به دنبال نور، در آن خانه رفتم. خانه ی کوچک و فقیرانه ای بود، در زدم، وقتی در را باز کردند، مشاهده کردم که حضرت ولی عصر، امام زمان(عج) در یکی از اتاق های خانه تشریف دارند. در اتاق جنازه ای را مشاهده کردم که روی آن پارچه سفید کشیده بودند.

وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم. حضرت به من فرمودند: چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمل می شوی؟ مثل این باشید (به آن جنازه اشاره کردند) تا من به دنبال شما بیایم. این بانویی است که در دوره ی بی حجابی هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند.»(4)

 

دفع بلا

از مزایا و برکات وجود مبارک حضرت مهدی(عج) روی زمین، برای ما، دفع بلا از شیعیان است. ایشان فرمودند: من آخرین وصی ام و خداوند به واسطۀ من بلا را از خاندان و شیعیان من دور می سازد.(5)

 

تعلیم و آموزش

برخی از شیعیان، شاگردان واقعی مکتب اهل بیت، در زمان غیبت کبری هم تمام سوالات خو را از امام زمان(عج) می گیرند و ایشان هم مانند معلمی مهربان، سوالات آنها را پاسخ می دهد. سید جواد عاملی از شاگران سید بحرالعلوم بودند، تعریف می کنند که سید از دروازه ی نجف خارج شد، من نیز به دنبال او رفتم تا وارد مسجد کوفه و مقام امام زمان شد. سید با امام گفت و گویی داشت، از آن حضرت سوالی پرسید، ایشان فرمودند: "در احکام شرعی وظیفۀ شما عمل به ادلۀ ظاهری است و آنچه از ادله به دست می آورید، همان را باید عمل کنید و شما مامور به احکام واقعیه(6) نیستید."(7)

 

عنایت خاص به شهدا

حتما شنیده اید که به کسی که ناامید و درمانده می شود می گویند به امام زمان متوسل شو که ایشان دست رد به سینۀ هیچ درمانده ای نمی زند. در طول هشت سال دفاع مقدس و حتی بعد از آن، بارها و بارها دیده ایم که حضرت ولی عصر(عج) در درماندگی فرماندهان و سربازان ما، از آنها دستگیری کرده اند: کم کم آثار یأس و ناامیدی در چهره ی تک تک بچه های گروه تفحص نمایان شد و دیگر با اینکه خیلی زحمت کشیده بودیم، مایوس شدیم. اتفاقاً آن روز، روز ولادت قطب عالم امکان، حضرت مهدی(عج) بود. در حال ناامیدی از ایشان کمک خواستیم. نزدیک ظهر بود که در قسمتی از بیابان بی آب و علف، شقایقی نظرم را جلب کرد. رفتم که شقایق را از ریشه درآورم، متوجه چیزی زیر خاک شدم. خاک را کنار زدم، دیدم ریشه ی شقایق از جمجمه ی شهیدی روییده است. بعد از تحقیقات شناسایی هویت شهید، متوجه شدیم که اسم او مهدی منتظر قائم است.(8)

 __________________________________

پی نوشت:

1ـ فرازهایی از تجلیات امام عصر، ص 54؛

2ـ بحارالانوار، ج 53، ص 302؛

3ـ عنایات حضرت مهدی، ص 349؛

4ـ شیفتگان حضرت مهدی، ج 3، ص 158؛

5ـ غیبت شیخ طوسی، ص 246؛

6ـ احکامی که نزد خدا نسبت به هر حادثه ای وجود دارد و دانستن و ندانستن شخص مکلَّف تاثیری در آن ندارد؛

7ـ انتظارات حضرت مهدی(عج) از شیعیان، ص 27؛

8ـ امام زمان و شهدا، ص 110؛

 

منبع: سایت مستور

 

 

بر گرفته از: http://www.tebyan.net

"بخش مهدویت تبیان"