قبل از هر چیز، سلامتی اون آقایی که به غیر از وبلاگ، سند دلمم به نامش زدم...

...

بعدش...

به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست ...
.
.
.

به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات

به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن ...
.
.
.

به سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه ...
.
.
.

به سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن

اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن ...
.
.
.
به سلامتی اونی که باخت تا رفیقش برنده باشه ...
.
.
.
به سلامتی مادر که وقتی غذا سر سفره کم بیاد

اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه ...
.
.
.
به سلامتی اونایی که به پدر و مادرشون احترام میذارن و میدونن تو خونه ای که بزرگترها کوچک شوند؛ کوچکترها هرگز بزرگ نمی شوند ...
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوای سرد و وانفسای بی عدالتی، داره به عشق زن و بچه اش کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره ...
.
.
.

به سلامتی همۀ اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوست دارن ...
.
.
.

و در آخر به سلامتی تو، که اینقدر گلی، وقت گذاشتی تا آخرشو خوندی ...

 

 

بر گرفته از: http://www.montazere-ghaem.blogfa.com