باز در شهر رسیدی و نفهمید کسی

آشنایی طلبیدی و نفهمید کسی

درد این است که ما مدعی هجرانیم!

درد هجران تو چشیدی و نفهمید کسی

غافل از چشمِ خدابین تو مستیم همه

فعل ما را همه دیدی و نفهمید کسی

بی حیاییم و به جای همه ی ما آقا

لبت از شرم گزیدی و نفهمید کسی

هر سحر توبه به جای همه ی ما کردی

جور یک شهر کشیدی و نفهمید کسی

بارها وقت زمین خوردن ما با عجله

بهر امداد دویدی و نفهمید کسی

چه شد آخر وسط روضه ی ما غوغا شد؟

به گمانم که رسیدی و نفهمید کسی

هر زمان روضه گرفتیم برای زهرا

سرمان دست کشیدی و نفهمید کسی

صبح و شب گریه برای غم مادر کردی

مثل یک شمع چکیدی و نفهمید کسی

دیده ای واقعه را... آجرک الله آقا

شاهد قتلِ شهیدی و نفهمید کسی

 

محمد جواد شیرازی

منبع: http://harame-shah.rozblog.com