به امید ظهورش صلوات

...منتظران بدانند: اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست

۲۰ مطلب با موضوع «داستان کوتاه» ثبت شده است

نعمت های ویژه به حضرت سلیمان(ع)


همان گونه که حضرت سلیمان(ع) از خدای خویش طلب بخشش نموده، از او نیز خواست به وی ملک و سلطنتی عنایت کند که مانند آن را به دیگری ندهد، خداوند دعای وی را مستجاب گردانده و این نعمت ها را به او ارزانی داشت:

ادامه مطلب...
۲۳ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۵۱ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مهدی

قبض روح حضرت ادریس(ع)


خداوند تعالی یکی از فرشتگانش را مورد غضب قرار داده و بعد از قطع بالهایش او را در یکی از جزیره های دریای سرخ فرود آورد.

ادامه مطلب...
۱۸ شهریور ۹۴ ، ۱۸:۳۵ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مهدی

کیک بهشتی مادر بزرگ


پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح می داد که چگونه همه چیزها ایراد دارند (مدرسه، خانواده، دوستان، و...) و خلاصه از همه چیز گِله می کرد. در حالی که مادربزرگ مشغول پختن کیک بود، از پسر کوچولو پرسید:

ادامه مطلب...
۱۶ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۴ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مهدی

غبطه مردگان

نبی اکرم(ص) فرمودند: شبی نمی گذرد مگر ملک الموت ندا می کند، ای مردگان امروز بر چه کسی غبطه می خورید. در حالی که آشکارا ترس و هول اخرت (و جریان بعد از مرگ) مشاهده کردید. گویند:

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۷:۳۷ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

غیبت



امام صادق(ع) برای کسی که از آن حضرت غیبت کرده بود هدیه ای فرستاد و آن فرد تعجب کرد. وقتی علت ارسال هدیه را از امام پرسید، آن حضرت فرمودند:

ادامه مطلب...
۰۲ شهریور ۹۴ ، ۰۹:۵۴ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

سبک رفتار با مخالفان جاهل


در یکی از جنگ ها، یکی از سربازان سرسخت دشمن، وقتی از بالای کوه پیامبر(ص) دور از سنگرش و در حال استراحت می بیند، از کوه پایین آمده و می گوید:

ادامه مطلب...
۰۱ شهریور ۹۴ ، ۱۴:۲۸ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مهدی

جنگ تَبوک


جنگ تَبوک(1)

نفوذ سریع اسلام در جزیره عربستان، سبب شد که آوازۀ پیامبر(ص) در تمام کشورهای اطراف بپیچد. با اینکه تا آن روز برای حجاز اهمّیتی قائل نبودند،

ادامه مطلب...
۳۰ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۲ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

مشاهده زنده شدن مردگان


ایمان به قیامت و روز معاد و پاداش خوب و بد در آن روز و زنده شدن مردگان با قدرت الهی، از مهم ترین اصول اعتقادی به شمار می آید.

در قرآن کریم نیز برای اثبات اینکه زنده شدن مردگان کار محالی نیست، نمونه های فراوانی می آورد، از جمله داستان حضرت ابراهیم(ع) را نقل می کند:(1) در یکی از روزها ابراهیم(ع) در صحرا و بیابان مشغول سیر و سیاحت و تفکّر بود، به سیر خود ادامه می داد، تا به کنار دریایی رسید.

ادامه مطلب...
۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۵۶ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

تقاضای دیدن خدا

هیچوقت نمی توان قدرت خداوند را فقط در این عکس تصور کرد بلکه...


گروهی از بنی اسرائیل به نزد موسی(ع) آمده و گفتند: ما به تو ایمان نمی آوریم، مگر اینکه خدا را آشکارا با چشم خود ببینیم، موسی(ع) از این ماجرا سخت ناراحت شد، که چرا چنین تقاضایی می کنند، هرچه آنها را نصیحت کرد، فایده نداشت.

سرانجام موسی(ع)

ادامه مطلب...
۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۲۴ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

حضرت یحیی(ع) شهید در راه امر به معروف و نهی از منکر


قرآن مجید درباره شهادت یحیی(ع) چیزی نگفته است، ولی روایات مختلفی در این زمینه وارد شده.(1)

از جمله نوشته اند: هیرودیس حاکم و پادشاه فلستین (بیت المقدس) عاشق «هیرودیا» دختر برادرش شد،(2) و تصمیم گرفت با وی ازدواج کند. اقوام و خویشاوندان او به این کار راضی بودند.

این خبر به یحیی(ع) رسید، وی اعلام کرد که:

ادامه مطلب...
۲۷ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۵ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۲
مهدی

شک


هیزم شکن صبح زود از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می خواهد پنهان کند پچ پچ می کند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود. اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت:

و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.

 

 

بر گفته از: مجله پیام هامون

سر دبیر: علیرضا خوانساری

صاحب امتیاز و مدیر مسئول: احمدعلی رضایی

۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۳۱ ۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱
مهدی

عکس العمل سقراط به شایعه


در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، باهیجان نزد او آمد و گفت: سقراط می دانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبرکن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید: سه پرسش؟ سقراط گفت: بله درست است. قبل از اینکه راجع به شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.

ادامه مطلب...
۲۵ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۰۴ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی

طبیعت و عشق ورزیدن


هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا می زند. هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند!

با این وجود مرد هنوز تلاش می کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند! مردی در آن نزدیکی به او گفت: چرا از نجات عقربی که مدام نیش می زند دست نمی کشی؟!

هندو گفت: عقرب به اقتضای طبیعتش نیش می زند. طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن...

چرا از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم؟!

نتیجه ی اخلاقی: هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیشت بزنند...



بر گفته از: مجله پیام هامون

سر دبیر: علیرضا خوانساری

صاحب امتیاز و مدیر مسئول: احمدعلی رضایی

۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۴ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی

سخنی از امام جواد(ع)



صقر پسر ابی دلف گوید: از امام جواد(ع) شنیدم، که فرمود: امام پس از من پسرم امام علی(ع) خواهد بود، و به درستی که امر او، امر من است و سخنش سخن من، و طاعتش طاعت من، و امام پس از او پسرش امام حسن(ع) خواهد بود، امر او، امر پدرش است، و سخنش سخن پدرش، و طاعت از او، طاعت از پدرش. سپس سکوت کرد.

ادامه مطلب...
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مهدی

طلب دنیای حلال



امیرالمومنین(ع) در کنار خانه ای از اسب پیاده شد، افسار اسب را به شخصی داد و وارد خانه شد. پس از دیدار با صاحب خانه از خانه بیرون آمد، دید آن شخص افسار اسب را با خود برده است. امام بعدها افسار را در دست کسی دید، معلوم شد آن را به دو درهم خریده است. فرمود: من می خواستم دو درهم به او بدهم، ولی او رزق حلال را نخواست و از راه حرام، روزی کسب کرد.

 

بر گرفته از کتاب: قرآن و سبک زندگی

تهیه و تدوین این کتاب: معاونت تربیت و آموزش سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، اداره کل پژوهش و تألیفات آموزشی

۱۸ مرداد ۹۴ ، ۲۲:۳۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

شکیبایی در آزمون های الهی



زنی به نام اُم عقیل با تنها پسرش در بیابانی به دامداری زندگی می گذراندند که در اثر حادثه ای فرزند وی در اثر فشار گله شتران به درون چاه افتاده و مرد. آن زن بدون توجه به مرگ فرزندش از مهمانانی که راه گم کرده بودند با ذبح گوسفندی پذیرایی نمود. مهمانان از شکیبایی زن تعجب کردند. آن زن از مهمانان خواست: اگر از قرآن چیزی بلدند برای تسلی خاطر وی در مرگ فرزندش بخوانند. ایشان آیه استرجاع «انا لله و انا الیه راجعون» را خواندند. آن زن، دو رکعت نماز گزارده و گفت: اگر کسی در این جهان باقی می ماند، پسر من نیز برای رسیدگی به کارهای من می ماند. سپس گفت: خدایا! تو نیز در برابر صبر من، به وعده خود به شکیبایان وفا کن.1

 

________________

پی نوشت:

1.     تفسیر نمونه، ج 1، ص 535

 

بر گرفته از کتاب: قرآن و سبک زندگی

تهیه و تدوین این کتاب: معاونت تربیت و آموزش سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، اداره کل پژوهش و تألیفات آموزشی

۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۵ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

تغذیه حلال



گویند: سومین خلیفه عباسی، از دانشمندی مسلمان به نام «شریک» خواست که یکی از سه کار (قضاوت، آموزگاری فرزند خلیفه، مهمانی خلیفه) بپذیرد، ایشان (به خاطر آلوده نشدن به فساد دستگاه ظلم) ترجیح داد مهمانی خلیفه را بپذیرد، ولی پس از خوردن غذای خوشمزه و حرام خلیفه عباسی، منصب قضاوت و آموزگاری فرزند وی را نیز پذیرفت. روزی در اثر اختلاف با متصدی پرداخت حقوق، گفت: من دینم را داده ام تا وارد دستگاه ظلم شده ام، باید مرا راضی کنی! زیرا غذای ناپاک خلیفه او را منحرف و به سرانجام بد مبتلا کرده بود.1

 

______________

پی نوشت:

1.     نرم افزار هدایت در حکایت

 

بر گرفته از کتاب: قرآن و سبک زندگی

تهیه و تدوین این کتاب: معاونت تربیت و آموزش سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، اداره کل پژوهش و تألیفات آموزشی

۱۸ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۶ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

حیات طیبه



در روایتی خداوند به حضرت داود نبی(ع) فرمود: من پنج چیز را در پنج چیز قرار داده ام و مردم در پنج چیز دیگر جستجو می کنند و آن را نمی یابند:

علم را در گرسنگی و تلاش نهادم، و مردم آن را در سیری و راحتی جستجو می کنند و آنرا نمی یابند.

عزت و سربلندی را در اطاعت و فرمانبرداری خود نهادم، و آن ها آن را د رخدمتکاری فرمانروایان می جویند و نمی یابند.

غناء و بی نیازی را در قناعت نهادم، ولی مردم آن را در زیادی مال می جویند و نمی یابند.

رضا و خوشنودی خود را در خشم نفس نهادم، و ایشان در خوشنودی نفس می جویند و نمی یابند.

راحتی و آسایش را در بهشت قرار دادم، و مردم آن را در دنیا می جویند و نمی یابند.(2)

 



پی نوشت:

1.      بحارالانوار، ج 75، ص 453

 

 

 

بر گرفته از کتاب: قرآن و سبک زندگی

تهیه و تدوین این کتاب: معاونت تربیت و آموزش سازمان عقیدتی سیاسی ناجا، اداره کل پژوهش و تألیفات آموزشی

۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۸ ۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مهدی

داستان جدید و خواندنی ” اندکی صــبــر “


دم در بزرگ دادگاه که رسید حس بدی همه ی وجودش رو فرا گرفت.

شاید نباید اینقدر تند می رفت. شاید بهتر بود کمی بیشتر صبر می کرد. یاد آخرین روز دعواشون افتاد. اون روزها خیلی کم طاقت شده بود.

به خاطر مریضی فرهاد، پسرعموش، خیلی ناراحت بود. فرهاد پسر عموی بزرگش بود که مدتها پیش وقتی در رقابت با کامران سر خواستگاری از نرگس برنده نشد، سفر به خارج رو به موندن تو ایران ترجیح داد و حالا برگشته بود و هیچ کس از برگشتن و مریضی اون خبر نداشت. نرگس تنها کسی بود که در خفا پرستاری فرهاد رو هم می کرد.

ادامه مطلب...
۲۴ تیر ۹۴ ، ۱۳:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی

دختر کوچک نماز خوان و راننده اتوبوس

ثبت و ضبط خاطرات رانندگان حمل و نقل عمومی به ویژه تاکسیرانان یکی از خواسته‌‌های حجت الاسلام قرائتی است که تأکید زیادی به آن دارد چون خاطرات آنها را منبع بسیار غنی و مناسبی می‌داند که می‌توان برای تبلیغ دین از آنها استفاده کرد. او با بیان مثالی توضیح می‌دهد: در مقطعی از کودکان خواستیم شیرین‌ترین خاطره‌ای را که از نماز دارند به ستاد اقامه‌ی نماز ارسال کنند. در یکی از این نامه‌ها یک دختر 11 ساله نوشته بود: « همراه پدر و مادرم با اتوبوس عازم جایی بودیم که ناگهان یادم افتاد نماز نخوانده‌ام. به پدرم گفتم به راننده بگوید ماشین را نگه دارد. پدرم گفت ماشین به خاطر یک بچه نمی‌ایستد! با اصرار بیشتر من پدرم گفت: چشمت کور! می‌خواستی نمازت را بخوانی. وقتی متوجه شدم نمی‌توانم موفق شوم، بطری آبی را از کیفم در آوردم و سطل کوچک اتوبوس را هم برداشتم و شروع به وضو گفتن کردم. از آنجا که هر کسی برای خدا حرکت کند خدا مهرش را در دل‌ها می‌اندازد، راننده اتوبوس که متوجه نشسته نماز خواندن من شده بود، ماشین را نگه داشت تا نمازم را بخوانم اما هنگامی که نمازم تمام شد، دیدم 17 نفر از مسافران اتوبوس مشغول نماز خواندن هستند ». استاد قرائتی با اشاره به این ماجرا تأکید می‌کند « حتی یک دختر 11 ساله در بیابان هم می‌تواند امام باشد! خاطرات رانندگان وسایل حمل و نقل عمومی باید جمع آوری شود. این خاطرات منابع بسیار مهمی می‌توانند باشند که نقل‌شان دل آنها را به سمت دین بر می‌گرداند ».

۱۱ تیر ۹۴ ، ۰۱:۰۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی

به امید ظهورش صلوات

وبلاگ-کد لوگو و بنر

ابزار هدایت به بالای صفحه